اما این که حسشون بخاطر جادوی خون نبود و آلاریکِ مجسمه یخی واقعا عاشق شده بود ناراحتم میکرد:(
ایوای الان که دارم فک میکنم واقعا اینجا پر از اسپویله شاید یکی بخواد بخونه کتابارو🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
هدایت شده از مَحفآ؛
هفتاد روزه که من از تو خبر ندارم
رفتنت رو هیچجور هیچوقت باور ندارم
(اینترنت)
جوری که نوشتن سرنخای کتاب حال میده+جیغ هایی که خانواده به عقلت شک کنن🛐🛐🛐🛐🛐(اسپویل بازی های میراث)
دیالوگای مورد علاقم از مجموعهی بازی های میراث؟؟ قطعا وقتایی که جیمسون ایوری رو وارث صدا میکنه🛐🛐