هدایت شده از •𝘝𝘪𝘣𝘦𝘕𝘦𝘴𝘵 | 𝘛𝘢𝘳𝘢𝘯𝘦𝘩•
سلام شیرین خانم،
کاش میشد همهچی برگرده به عقب. ما همه مقصریم، ولی من همهچیمو باختم. همهچیز از اون روز شروع شد؛
شاید اگه همهچیز برمیگشت به عقب، هیچوقت نمیذاشتم امیر بیاد تو ساواک. کاش منو ندیده بود؛ اون وقت، اون میموند تو چاپخونه، لای تمام کتابهاش و نقاشیهای تو.
جرم امیر این بود که عاشق شده بود. هیچی نمیخواست جز تو. کور شده بود؛ فکر میکرد دختر رؤیاهاش از توی کتابها جون گرفته و اومده تو چاپخونهای که کارمیکرد.
کاش هیچوقت نمیرفتی اونجا. کاش هیچوقت امیردنبالت نمیکرد، خونتو یاد نمیگرفت.
کاش هیچوقت تو هم دلت براش نمیرفت... آره، دلت رفت. تو همونقدر مقصری که امیر.. که من...
کاش توی بازجویی بهش لبخند نمیزدی، کاش تو هم ازش خوشت نیومده بود. کاش بعد از بیرون رفتنش از اتاق، جلو آینه به خودت نمیرسیدی. کاش بعد از روز بازجویی براش کادو نمیآوردی تو ساواک.
کاش باهاش بیرون از ساواک قرار نمیذاشتی، با لباسهای رنگارنگ دیوونهترش نمیکردی.
باید بهش میگفتی بره، نگفتی. پس دوستش داشتی. کاش نمیذاشتی . .
ما همه مقصریم. همه.
من تهِ خطم،
"ما حواسمون به عشق رفیقمون هست."
دوست شما، خسرو.
هدایت شده از کتآبخانهی گربهای؛
من درحال نگاه کردن به اون کاپل و فکر کردن به اینکه چقد به هم نمیان: 🌚
هدایت شده از کتآبخانهی گربهای؛
من درحال شیپ کردن اون دو نفر که از همدیگه عنشون میگیره اما گوگولی مگولی ترین کاپل دنیا میشن: 🌚
هدایت شده از کتآبخانهی گربهای؛
من درحال نگاه کردن به اون کاپل و فکر کردن به اینکه واقعا یکیشون از سرِ اونیکی زیاده: 🌚
هدایت شده از کتآبخانهی گربهای؛
من درحال فکر کردن به اینکه اون یه نفر چقد تو بغل من خوشگل تر میش- : 🌚
هدایت شده از کتآبخانهی گربهای؛
آره، اگه پارتنرِ من بشی باید به حسودیای از سرِ علاقم عادت کنی، خوشم نمیاد بقیه قربون صدقت برن، خوشم نمیاد قربون صدقهی بقیه بری، حتی خوشم نمیاد جلوی من درمورد بقیه حرف بزنی!😂
اما در نهایت اگر نتونی ویژگی های بد و رومخمو تحمل کنی لیاقت مهربونی هامو هم نداری💅