eitaa logo
کتابخآنه‌ی‌گربه‌ای؛
65 دنبال‌کننده
956 عکس
290 ویدیو
6 فایل
گوشـه‌ای دنـج برای گربه‌هـای روانـی ۫ ꔫ جریانِ زندگی، همراه با احساسات و هیاهو؛ ࣪ ุ پُلِ ارتباط با من: https://daigo.ir/secret/91841119419
مشاهده در ایتا
دانلود
روزی خواهد رسید که دیگر نباشم،به هرحال وقت رفتنِ هرکس فرا خواهد رسید؛ اما اگر آن روز، در این ایامِ جنگ و وحشیگری بود، و اگر ناکام مُردم، از شما حلالیت می‌طلبم. ردیف کردنِ کلمات سخت است، اما می‌نویسم: _ بی نهایت از کسانی که در این سالها بنده را همراهی کردند، یا برای لحظه ای مرا خوشحال کردند، مچکرم و امیدوارم گِله‌ای از من به دل نداشته باشند. خواهش‌ می‌کنم برایم گریه نکنید،راضی نیستم دلی را بیازارم. اموال و میراثِ خاصی ندارم، فقط وصیت میکنم که اگر دلتنگم شدید، به آسمان نگاه کنید و هر حرفی در دل دارید، به آسمان و ستاره ها بگویید. اکنون، مینویسم به یاد عزیز ترین هایم: _ مُحا: ببخشید اگر این اواخر به اندازه‌ای که دلِ تو میخواست ذوق نشان نمی‌دادم، اما جداً از هم‌صحبتی با تو لذت می‌بردم و می‌خواهم بدانی که چقدر دوستت دارم. خاطراتِ به یاد ماندنیِ زیبایی برایم ساختی و همیشه لبخند بر لبم آوردی، مچکرم. ثنا: هویجِ عزیزم؛ به قدری با هم گند زدیم و خرابکاری کرده‌ایم و به اندازه ای هر آدمی که دیدیم را مسخره کردیم که نمی‌دانم از کدام یاد کنم. تو از ۹ ماهگی همراهم بودی و در تمامِ خاطراتم ردی از تو وجود دارد. مسخره‌کردن و آشپزی‌کردن و بازی‌ساختن با تو از بهترین لحظاتِ عمرم بوده،مچکرم که مرا اذیت می‌کنی. لیام‌: هیچوقت نفهمیدم که آیا واقعا از دوست بودن با من لذت می‌بری یا نه، اما همیشه تو را از عزیزترین هایم می‌دانستم،هر وقت آن خاطره‌ی رفتن به مغازه و مسخره‌بازی‌هایمان را به یاد می‌آورم از اعماق دلم می‌خندم، مثلِ تمامِ خاطره های دیگری که با هم ساختیم، به خاطر همه‌ی آنها از تو ممنونم. شادی: دختری باهوش، زیبا، خوش‌صحبت و دوست‌داشتنی؛ و البته خواهرانه ترین آدمِ روی این کره‌ی خاکی. بابت اینکه من رو بارها و بارها خنداندی ازت ممنونم. الما: فرشته ای که نظرمان را می‌خواهد، ولی بعد کارِخودش را می‌کند. مرسی بابت تمام دراما های خنده دار و سرگرم کننده و لقب های میوه ای. ناظری: به جرئت می توانم بگویم جز خوش‌ذوق ترین آدم های زندگیم هستی، هر چیز را با بی‌خیالانه ترین حالت ممکن می‌بینی.هیچوقت مرا دل‌آزده نکردی، برعکس هر وقت تو را دیدم مرا خنداندی و باعث شدی بیشتر و بیشتر از بودن کنارت لذت ببرم. آرام: تحلیلگرِ سیـ.ـاسی،رپـ.ـر و خواننده‌ی اکیپ، کسی که همیشه تا ساعت ۵ صبح درحال رمان خواندن است، پایه‌ی تمام خرابکاری ها در مدرسه. از تمامِ گند زدن ها و جُرم هایی که با هم مرتکب شدیم لذت بردم، ممنونم. آروشا: نمی‌دانم چگونه توصیفت کنم؛ ناز و سرزنده، و در بعضی مواقع دارای جواب های کوبنده. برای غیبت کردن جز بهترین گزینه ها هستی و از اینکه نیمکتِ پشتی‌ام می‌نشستی خوشحالم. فدک: همیشه مراقب هستی که گندکاری‌هایمان برایمان دردسرساز نشوند، رسما مثل مادر از ما مراقبت می‌کنی و چَم و خَمِ مدرسه را به ما یاد می‌دهی.خیلی زیبایی و هر استایلی به تنت می‌نشیند،و نه تنها ظاهرت، بلکه باطن زیبایی هم داری. وانیا:همه چیز را خنده دار و بامزه می‌کنی، نقاشی هایت هم که نظیر ندارند. خیلی بغلی و ناز هستی و از این که با من دوست بودی بسیار خوشحالم آرتمیس: آن شب هایی که در تابستان تا ۵ و ۶ صبح بیدار می‌ماندیم و رمان می‌خواندیم تکرار نشدنی بود، یا مثلا وقتی که غیبتِ مَردم را می‌کردیم، یا وقتی که چند ساعت تلفنی حرف می‌زدیم. همزمان هم ادایی ترین رفیقم بودی و هم از خاکی ترین رفیق هایم، بابت تمامِ دلقک‌بازی هایمان ازت ممنونم. نیلی: آقای داماد، یکی از بهترین کارهایی که میتوانستم انجام بدهم، خوشحال کردنِ تو بود و امیدوارم که در مدتی که دوست بودیم توانسته باشم چند ثانیه خنده را به تو هدیه داده باشم. و از تو ممنونم که هربار که باهم حرف میزدیم، با ذوق جوابم را می‌دادی، این موضوع من را واقعا خوشحال می‌کرد. طرا: در تمامِ لحظاتِ سختم کنارم بودی، و تا ابد تراپیستِ شخصیِ خودم می‌مانی. ببخشید اگر کاری کردم که دلت را آزرده، من که غیر از مهربانی و خوبی چیزی از تو ندیدم. خاطراتی که باهم ساختیم، تا ابد یادم می‌مانند، اصلا مگر می‌شود آنها را فراموش کرد؟ دریا: عمو ویل، انزو، هاپو کوچولو، بابایی، مچکرم که من رو به دیدن استرنجرتینگز وسوسه کردی؛ و همیشه پایه‌ی مسخره‌کردن بودی، با اینکه به شوخی می‌گفتی که من رو از پرورشگاه آوردی، اما راستش من به دل نمی‌گرفتم، بلکه به دلقک بودنمان خنده‌ام می‌گرفت. مرسی بابت همه‌چیز. ممبر‌های‌دیلی: در این چندماه، مثل خانواده ام شدید و شریکِ دلقک بازی ها و خاطراتم بودید. پیشی های من، عاشقتونم. _ و حال، می‌خواهم بدانید که من تا زمانی که نفس بکشم عاشقِ شما هستم، و اگر بروم هم دلم برایتان تنگ می‌شود. اگر نبودم، با دیدنِ نورِ گرمِ خورشید، گربه ها و رنگ های روشن به یاد من بیفتید. باز هم از شما ممنونم؛ دوست‌دارِ شما، Mıa(گربه‌ی روانی)
بچه ها دستام شکست تا نوشتمش امیدوارم بخونیدش🖐🏻✊🏻🖐🏻✊🏻
میا😭😭 من ۵ دقیقه پیش داشتم گریه میکردم یعنی چی چرا همه دارن وصیت مینویسن
هدایت شده از دَر‌میانِ‌هَیآهو؛
ببین محیا فقهی این وصیتی که تو دیلیت گذاشتی خفه شو تو هیچ گورستونی نمیری مگه اینکه با ما بری ، پس ببند🙏
حالا هم نمیخوام جایی برم ولی خب اتفاقه دیگه ممکنه بیفته😭
هدایت شده از دَر‌میانِ‌هَیآهو؛
اینا که ویژگی های خودته بچه😭 البته خواهرانشو نمیدونم🤣