کتابخآنهیگربهای؛
لیاشت؟
کی ساختش ؟ من
چرا؟ با یه یارو خوش صدایی حرف میزدم وایب لیاشت میداد
کتابخآنهیگربهای؛
اصن از اولین سکانسِ شخصِ سوم بودنِ ویل یه جوری شدم😭 اینجوری بودم که خب مایک دودیقه دوسدخترتو نکن تو
کاش برگردم به اون شب شنبه ای که اولین بار استرنجرثینگزو دیدم و فردا نشستیم رو نیمکت مخصوصمون با محیا و راجبش حرف زدیم.
کتابخآنهیگربهای؛
_مردمو مسخره میکنم؟ نه عزیزم اونا مسخرن من فقط بهشون میخندم🎀
یادته اون روز سر مستمر ریاضی یا نوبت؟ پیش نیمکت ۸/۱بودیم و ارام داشت تعریف میکرد یکی بهش تیکه انداخته چشاتو نزار پشت ویترین دبیرفناوری از تو کلاس ۸/۱گفت چشات اصلا قشنگ نیست