eitaa logo
ایما | چت روم
1هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
22 ویدیو
4 فایل
هرسوال یاابهامی که داری ازم بپرس👈🏻 @Eema_Admin راه‌های ارتباطی برای ثبت درخواست هاتون👇🏻 https://eitaa.com/Chatrooom/2145 فهرستِ سوالات پرتکرار شایدسوال شماهم باشه:)👇🏻 https://eitaa.com/Chatrooom/2143 صفرتاصد تولیدمحتوای‌ ایما؛ کپی بهرشکلی ممنوع🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید دقیقا من isfj از نقاط تیپ شخصیتی شون برای خالی کردن دق دلیم استفاده می کنم 🤝 چرا اخه🥲
📪 پیام جدید فقط بگو چیجوری جاتون عوض میشه؟؟ پیش میاد دیگه😂
📪 پیام جدید سلام من ENFP ام یه ENTP تو مدرسه داره منو روانی میکنه . یه ESTP تقریبا ۱ ساله از من خوشش میاد و من از طریق رفیقاش فهمیدم .ولی اونا نمیدونن . و این ESTP عه کلا سر به سرم میزاره . من ازش خوشم میاد . چطور باید باهاش ارتباط بگیرم ؟ یا باهاش دوست شم ؟ چطور از دست ENTP عه خلاص شم ؟ لللللطططططفففا بگو . فعلا من برم ماسکم رو از تو کمد عوض کنم ، خداحافظ راهکار در دل شرایط و موقعیته که معنا پیدا میکنه و الا توصیه های کلی و بدون پشتوانه که همه جا پیدا میشه
📪 پیام جدید من یه INTP هستم و مادرم یه تایپ سبز،پدرم آبی و خواهرم زرد هستش )میبینی چقدر شبیهیم؟😑(و همه ی خانوادمون هم مادری هم پدری و هم خودم فقط من یه درونگرای منطقی ام و آنقدر اطرافیانم بهم گفتن چرا اینجوری ای. افسرده شدم بارها سعی کردم خودمو تایپم و عوض کنم اما بیشتر دیوونه شدم تصمیم گرفتم خودم باشم و تحمل کنم.هر چند بیشتر از همه اطرافیان اذیت میکنن خانواده خیلی نه بازم خیلی زیاده.هرچند الان دیگه اوکیم رسما بی حس شدم میگن جواب میدم به تو چه😌 شرایط سختیه واقعا
📪 پیام جدید من کاملا درکت میکنن اما هیچکس اعتقاد به روان شناس نداره مثلا پدر estj من کلا به تایپ مامانمenfp نمیخوره بخاطر همین خودمو زدم به بیخیال و مثل خودش لج میکنم منentj عاشق مامانم هستم
📪 پیام جدید من خودشناسی رو دوست داشتم! می خواستم با خودم و شخصیتم و چگونگی خودم آشنا بشم و نقاط قوت خودم رو بدونم! برای رشد نیاز به شناخت خودم داشتم! یه عطشی هم داشتم برای شناخت دیگران! و با شخصیت های مختلف آشنا شدم و بهترینشون رو که قالب بهتری هست انتخاب کردم برای محافظت از این فیل کوچک که دوست داشت دنیا جای بهتری باشه! قبلا INFJ بودم ولی بعد از بلوغ INTJ شدم ... شاید قوت منطق رو در خودم خواستم زیاد کنم که از احساساتم محافظت کنم (تحلیل و منطق و نقاد بودن خود و دیگران...) این‌که داری به سمت تقویت بُعد منطقی پیش می‌ری، خیلی ارزشمنده 🌱 اما یادت باشه حرکت به سمت تعادل، یعنی یاد بگیری هم از منطق استفاده کنی هم از احساس؛ نه این‌که یکی رو برای همیشه قربانی دیگری کنی. رشد واقعی وقتی اتفاق می‌افته که به هر دو بخش وجودت (فانکشن منطقی و احساسی) اجازه حضور بدی و هرکدوم رو در موقعیت مناسب به‌کار بگیری ✨ سرکوب افراطی یکی از این بخش‌ها، حتی اگر با نیت محافظت از خودت باشه، در بلندمدت می‌تونه باعث خستگی یا احساس بیگانگی بشه. پس قشنگ‌ترین مسیر اینه که همون حساسیت و همدلی ذاتی‌ات رو حفظ کنی و در کنارش ابزارهای منطقی رو هم پرورش بدی؛ این‌طوریه تعادل واقعی شکل می‌گیره🤌✨
📪 پیام جدید ما تمام خانوادمون منطقی هستیم و بعضی اوقات این تنش ها پیش میاد ولی بدلیل اینکه هممون بسیار تند و تیز انتقاد میکنیم با یه منطق درست و کمتر دخالت کردن تو کار همدیگه این تنش رو خداروشکر خیلی کم کردیم . البته که بعضی چیز ها مثل حس مادر به بچش هیچ ربطی به شخصیت نداره و توی فطرت هر مادره بله درسته
📪 پیام جدید عمو ما خوانده ام ماست ریختن تو قیمه ها مامانمenfp. ابجیمIstp بابامEstj خودمEntj ام الان من چیکار کنم 🙌🎖😎 خیلی هم عالی😂👌
📪 پیام جدید خانواده ما که ۳ تا isxx و مامانم esxx من که همیشه از نگاه مامانم افسرده ام. 😂💔
📪 پیام جدید من یه intj تقریبا entj هستم یعنی درون‌گرا هستم اما تشنه رهبری کردنم و جایی که من رهبر نباشم ترجیح میدم تنها کار کنم . این از این . حالا یه خانواده دارم که پدرش یه isfj سختکوش و مسئولیت پذیر و سنت پرسته . اکثرا سر انجام رسومات باهم دعوامون میشه من همیشه عاشق ایده های نو و جدیدم اما وقتی بهشون میگم اونا بهم برچسب یاغی و سنت شکن میزنن ، یه مامان دارم اون enfp عه یعنی استاد شوخی در جای نابجا . وقتی داریم بحث جدی میکنیم یعنی بیشتر طرف دعوا هست جوک میگه یا مسخره میکنه یا حرف هاش رو بدون استدلال منطقی میزنه و من اون لحظه بخاطر احترامی که برای مامانم قائل هستم کاری نمیکنم ولی یه جوری فشار می‌خورم و عصبی میشم که دستام میلرزه ، از این حرکت خیلی خیلی خیلی متنفرم . ادامه پیام رو توی متن بعدی مینویسم ... من یه عنوان یک intj تو خانواده فرد افسرده ای جلوه داده میشم چون خیلی اوقات با خانواده بیرون نمیرم چون اصلا لذتی نمی‌برم از اون در صورتی که وقتی تو خونه هستم مخصوصا وقتی تنهام به شیطون ترین ورژن خودم تبدیل میشم و کارایی میکنم که هیشکی باورش نمیشه 😂 الآنم دیگه خانواده تقریبا عادت کردن و کنار اومدن یه مشکل دیگه هم اینه که دوست دارم یه فردی همیشه باشه تا باهم بحث های فلسفی کنیم و همه اطلاعات مون رو به اشتراک بذاریم و حتی سر نظریه های خودمون چالش ایجاد کنیم اما تا میام یه بحث راه بندازم که همه باهم صحبت کنیم همه میگن وای نه تروخدا دوباره میخوای بری تو فلسفه و خب این خیلی آزار دهندست برام و تنها راهکارم این بوده که وارد اینجور مباحث نشم و با خودم بحث کنم و نهایتا هوش مصنوعی ! و خیلی شاد و بیش از حد امیدواره یعنی هیچ وقت واقعیت رو قبول نمیکنه و همیشه بهم میگه برای اینکه زندگی خوب پیش بره باید بعضی جاها جلوی حرف ها سکوت کنی ولی من اصلا اینو قبول ندارم وقتی چیزی اشتباهه نباید سکوت کرد برای والدین باید در عین احترام گفت اما برای بقیه ... بقیه حق ندارند قانون شکن و احمق باشن . یه خواهر دارم که esfp عه و اصلا وارد بحث نمیشم 😅 . حالا تصور کنید توی این خونه چه برچسب هایی به من میزنن همش میگن بی احساس ، یخچال ، یاغی ، وقیح ، تفلون ، نچسب ،افسرده ...اوایل فکر میکردم مشکل از خودمه ولی حالا تفاوت هارو درک میکنم البته اصلا فرقی نمیکنه چون خانواده انتظار داره همه احساساتی باشن و در مقابل حرف بقیه سکوت کنن ( البته بابام با من هم نظره هردو J هستیم ) و ... خیلی خوشحالم حرفم شنیده شد بازهم ممنونم 💔:) شرایط سختیه امیدوارم که راهکارهایی که امروز تو کانال یا همینجا در پاسخ به سایر عزیزان براتون نوشتم بتونه بخشی از بار این مشکلات رو کم کنه✨
📪 پیام جدید من بابام istj عه و مامانم estj و خودم intj و شاید عجیب باشه ولی با وجود اینکه هممون tj ایم زمین تا آسمون باهم فرق داریم! مثلا مامانم که e عه اصرار داره توی جمع باشم و خیال میکنه چون دم به دقیقه دوست پیدا نمیکنم یه مشکلی دارم در حالی که من اصلا دوست ندارم به آدمایی که درست نمیشناسمشون نزدیک بشم... و خانواده ام کلا به نظر ات شخصی ام احترام نمی ذارن و وقتی بحث انتخاب رشته و انتخاب شغل میشه شغلای دم دستی رو مثال میزنن در حالی که چیزی که من میخوام خیلی کمال گرایانه تر از زندگی ایه که اونا می خوان داشته باشم و وقتی بهشون میگم واقعا چی میخوام مسخره میکنن و میگن چیزایی که تو دوست داری خیلی تخیلیه و هیچکس بهش نمی رسه! 🥲
📪 پیام جدید من یه entp هستم با والدین xsfj، و به قدری علایق و سلایقمون زمین تا اسمون متفاوته که واقعا غیرقابل توصیفه؛ و بخاطر همین والدینم منو یه ادم غیرعادی می‌بینن که یه دیوونه به تمام‌معنیه، و خب خیلی دوست دارن ادمو تحت کنترل بگیرن و خیلی هم زودرنجن، وقتی میخوای یه شوخی کنی زود بهشون برمیخوره و ناراحت میشن؛ ولی یه روز با خودم فکر کردم این خانواده برای من مقدر شده و نمیتونم عوضش کنم، پس به جای اینکه زندگیو برا خودمو خانوادم تلخ کنم تصمیم گرفتم یه چیزی بین خواسته اونا و خواسته خودم باشم، پس در نتیجه تو خونه زیاد حرف نمیزنم ولی اینجوریم نیست که کلا ساکت و راکد باشم، سعی میکنم خودمو با شرایط وفق بدم. این‌که با وجود تفاوت‌های شدید سلیقه و تیپ شخصیتی، به این نتیجه رسیدی که خانواده‌ت بخشی از سرنوشتته و تصمیم گرفتی به جای جنگیدن دائم، یک نقطه تعادل پیدا کنی، نشون از بلوغ و خودآگاهی بالات داره 🌱 اما یادت باشه وفق دادن خودت با شرایط به معنای له کردن خواسته‌ها یا هویتت نیست؛ بیشتر مهارت مدیریت رابطه رو نشون میده. این‌که بفهمی در چه موقعیت‌هایی بهتره سکوت کنی، و در چه موقعیت‌هایی هم می‌تونی بخش‌هایی از خودت رو بدون آسیب ابراز کنی. این مهارت اسمش « انعطاف پذیریه»؛ که یکی از مهارت‌های کلیدی روابط سالم به شمار میاد برای حفظ این تعادل، دو تا نکته کوچیک می‌تونه کمک کنه: 🔹 وقتی لازم داری خودت باشی، بیرون از محیط خونه براش فضا درست کن؛ دوستان، فعالیت‌ها یا جمع‌هایی که بیشتر شبیه خودت هستن. 🔹 هر وقت هم حس کردی داری زیادی خودت رو سرکوب می‌کنی، با یک نفر امن(دوست یا مشاور) صحبت کن یا تو یه دفترچه فکر و حست رو بنویس.