گَه مرا پس میزنی گَه باز پیشم میکشی..
آنچه دستت دادهام نامش دل است، افسار نه..
در غمت، گر جان به دشواری دهم، معذور دار
زآنکه دل تنگ است و آسان بر نمیآید نفس
- هلالی جغتایی
کاش چون لاله دلِ تنگ مرا بشکافی!
تا بدانی که چه سان داغ نهانی دارم
- هلالی جغتایی
خدايا من به تو سپردهام هرآنچه هست،
هرآنچه نيست
ديگر نميپرسم چرا دير شد،
چرا نشد،
فقط آرام میگويم: ميدانم تو ميدانى
و همين دانستن تو،
براى آرام شدنِ من كافيست
من به وعدهى تو، به مهرتو، به زمان تو
اطمينان دارم..