هدایت شده از [ اِلــتیامـ ]
اگر پوسیده گردد استخوانم، نگردد مِهرت از جانم فراموش
-حافظ
نوشتــم هر چـه از هم دورتـر ، آسـودهتر امــا...
کسی در گوش من میگفت: من دلتنگِ دیدارم
چـــٰاوان .
اتل و متل .. نازنین دل... زندگی خوب و مهربونه..
عطر و بوش همین غم و شادیه کوچیک و بزرگمونه...
آهای زمونه...
آهای زمونه...
این گردونت و کی داره میچرخونه ..
هدایت شده از کافه نادری.
میانهمهگشتموعاشقنشدممن؛
توچهبودیکهتورادیدمودیوانهشدم؟