؛
این ساکت صبور، که چون شمع
سر کرده در کنار غم خویش
با این شب دراز و درنگش،
جانش همه فغان و دریغ است.
فریادهاست در دل تنگش
-هوشنگابتهاج
من دختر قویای هستم، اما گاهی دلم میخواد یکی دستمو بگیره و بگه همه چی درست میشه.