روزی که ماشه را کشیدند
ما در مزرعه آرزوهای بر باد رفته
میان خوشههای سوختهِ جوانی رویا میکاشتیم!
چه غم که خلق به حُسنِ تو عیب میگیرند
همیشه زخمِ زبان، خونبهای زیبایی ست
- فاضل نظری
عزيزِ مدتهای طولانیام
حسود میشوم وقتی كه
کسی از تو
سهمی میبرد
حتی به جسارتِ یک نگاه!