بهنامخالـقچــشمــٰانـش .
.
تا نشستم بکشم حسرت چشمانش را؛
خون به رگهای من و مغز و مدادم نرسید .
.
اینجا؟ تراوشات ذهنی یک دیوانه .. !
مینویسم تا او بخواند .
هیتلر .
موسیلینی .
استالین .
ناپلئون .
همه احمق بودند !
کدام مرد عاقلی به جای بافتن موهای معشوقهاش ، عمرش را صرف جنگ میکند ؟
بیا در لابهلای ورقههای کتاب، هم دیگر را ببوسیم .
نگران آبرو هم نباش ؛ اینجا کسی کتاب نمیخوانند .. !