eitaa logo
چـــٰاوان .
308 دنبال‌کننده
49 عکس
58 ویدیو
0 فایل
به‌نام‌خالـق‌چــشمــٰانـش . . تا نشستم بکشم حسرت چشمانش را؛ خون به رگ‌های من و مغز و مدادم نرسید . . اینجا؟ تراوشات ذهنی یک دیوانه .. ! می‌نویسم تا او بخواند .
مشاهده در ایتا
دانلود
محبوب من! در انتظار توست که روزها، فصل‌ها و سال‌ها به هم تکیه داده‌اند. دقایق سر روی شانه‌ی هم گذاشته‌اند که نگاه تو تاریخ را درست می‌کند.
چنان مشتاقم ای دلبر به دیدارت که از دوری برآید از دلم آهی بسوزد هفت دریا را .
نگاهت با نگاهم کرد برخورد، خدا مرگت دهد حالم بهم خورد .
به کجا روم در این شهر، که تو را ندارد آنجا...
قرن ها بعد اگه قبر مرا نبش کنند... کفنی نیست،تنی نیست ولی بوی تو هست
_
از همان روزی كه گفتی اهل چای و قهوه‌ام كافه گردی میكنم شايد تو را پيدا كنم . .
من زخم‌های بی‌نظیری به تن دارم اما تو مهربان‌ترینشان بودی عمیق‌ترینشان عزیزترینشان بعد از تو آدم‌ها تنها خراش‌های کوچکی بودند بر پوستم که هیچ‌کدامشان به پای تو نرسیدند به قلبم نرسیدند بعد از تو آدم‌ها تنها خراش‌های کوچکی بودند که تو را از یادم ببرند، اما نبردند تو بعد از هر زخم تازه‌ای دوباره باز می‌گردی و هر بار عزیزتر از پیش هر بار عمیق‌تر...
هَلْ رَأیْتُ ، الْفَجر یَطْلَعُ ، مِن أصابع مَن تُحبُّ؟
بیا وُ سرنوشتِ من باش! آخه یادمه عزیزجون همیشه میگفت کسایی كه تو سرنوشتِ هم باشن، به همديگه برميگردن، ممکنه دور باشن یا شايد دور بشن اما دیر و زود داره وُ سوخت و سوز نداره بالاخره همو پيدا میكنن و بهم میرسن...