تصمیم داشتم اینجارو پاک کنم ..
ولی نه..
نمیدونم یعنی..
وقتی او نخواند چه فایده ؟
چه کنم با غم خویش؟
گه گهی بغض دلم میترکد
دل تنگم زعطش میسوزد
شانه ای میخواهم
که گذارم سر خود بر رویش
و کنم گریه شاید کمی ارام شود
ولی افسوس که نیست..
چـــٰاوان .
من از دیوانه هم فراترم .
میگه که..
دیوانگی ها گر چه دائم دردسر دارند..
دیوانه ها از حال هم اما خبر دارند:)