چـــٰاوان .
من از دیوانه هم فراترم .
میگه که..
دیوانگی ها گر چه دائم دردسر دارند..
دیوانه ها از حال هم اما خبر دارند:)
ای آنکه به
شبهای من ِ خسته چو ماهی،
یادی ز دل سوخته کن
گاه به گاهی..
از ما مگذر ساده
که این قلب شکسته
در دام تو افتاده
چه خواهی چه نخواهی؛
قلبِ ما هیچ ارزشی ندارند وقتی که؛
از وجود کسانی که دوستشان داریم..خالی باشد !
تنمو به جونِ چشمات..
تو بده نشونِ چشمات..
که با اون قُشونِ چشمات..منو تار و مار کردی..
ای دل غمدیده، حالت بِه شود، دل بَد مکن
وین سَرِ شوریده باز آید به سامان غم مخور...
-|حافظ