یاد گرفتم که در پایان یک علاقه،
ما کسی را از دست نمیدهیم،
خودمان از دست میرویم.
آن خودِ دلبستهی خوشحالِ سرسختِ امیدوار...
از اناری حال دل پرسیدم امشب
گفت: خون
لاله را گفتم : خبر تازه چه داری؟
گفت: داغ!!
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را...