السلامُ عَلیکَ یا مَن عِندَهُ تُستَجابُ الدَّعَوَاتُ
•حاجی با کلاهِ لبه دار سیدی اش،
با همان سادگی روستاییش،
بر صندلی چرخ داری که معلوم نیست او پیرتر است یا حاجٔ سید،
مردی او را هل می دهد که شاید عصای این روزگارش است.
به نزدیکی می آید...
به چند قدمی که می رسد،
شبکه های ضریحت را عصای خود قرار می دهد،
زمزمه ایی آرام در گوش ضریحت می کند.
زمزمه، کوتاه و آرام.
انگار سکوتی همراه لب زدن است...
بالقطع این همه راه را زحمت نداده است،
که آمده، باشد...
آمده بگیرد حاجتش را ...
بچه ای برای دخترش
عروسی برای پسرش
کاری برای نوه اش...
والسلام..
چکّه
زکاتی داشت خونم، گیج تحویلش شدم دیدم که حتی میرود عید سعید فطر، قربانش...
.
ای قربون خنکای سنگ های حرمـ ـت
.
كه قلبمو♥
آروم می کنه....
چکّه
السـلامُ عـلیـکَ یـا مَـلجَـأ الحــسـین علیه السلام
مهردادملکی.mp3
زمان:
حجم:
2.1M
~
|آبرودار قبیلهٔ حــسـیـن ع|
چکّه
زکاتی داشت خونم، گیج تحویلش شدم دیدم که حتی میرود عید سعید فطر، قربانش...
•
أَنْ لا تَمْحُوَ مِنْ
قَـ♥ـــلبِي
مَوَدَّتَهُمْ وَ مَحَبَّتَهُمْ
🫰🏻