eitaa logo
چکّه
38 دنبال‌کننده
314 عکس
172 ویدیو
4 فایل
. .. ... چکه از هر واژه‌ام افتاده در این بیت‌ها هر چیزی ممکنه🫰🏻 ...ـــــ... هر چه دلِ تنگت می خواهد بگو ... https://punz.ir/message/03tnXXl
مشاهده در ایتا
دانلود
حالمان رو به راه نیست آخه ما دور ز تو افتاده ایم با یک کوله خاطره. |
فرقست میان آن که یارش در بر تا آن که دو چشم انتظارش بر در |
وه که گر من بازبینم روی یار خویش را تا قیامت شکر گویم کردگار خویش را یار بارافتاده را در کاروان بگذاشتند بی‌وفا یاران که بربستند بار خویش را مردم بیگانه را خاطر نگه دارند خلق دوستان ما بیازردند یار خویش را همچنان امید می‌دارم که بعد از داغ هجر مرهمی بر دل نهد امیدوار خویش را رای رای توست خواهی جنگ و خواهی آشتی ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را هر که را در خاک غربت پای در گل ماند ماند گو دگر در خواب خوش بینی دیار خویش را عافیت خواهی نظر در منظر خوبان مکن ور کنی بدرود کن خواب و قرار خویش را گبر و ترسا و مسلمان هر کسی در دین خویش قبله‌ای دارند و ما زیبا نگار خویش را خاک پایش خواستم شد بازگفتم زینهار من بر آن دامن نمی‌خواهم غبار خویش را دوش حورازاده‌ای دیدم که پنهان از رقیب در میان یاوران می‌گفت یار خویش را گر مراد خویش خواهی ترک وصل ما بگوی ور مرا خواهی رها کن اختیار خویش را درد دل پوشیده مانی تا جگر پرخون شود به که با دشمن نمایی حال زار خویش را گر هزارت غم بود با کس نگویی زینهار ای برادر تا نبینی غمگسار خویش را ای سهی سرو روان آخر نگاهی باز کن تا به خدمت عرضه دارم افتقار خویش را دوستان گویند سعدی دل چرا دادی به عشق تا میان خلق کم کردی وقار خویش را ما صلاح خویشتن در بی‌نوایی دیده‌ایم هر کسی گو مصلحت بینند کار خویش را |
تکیه دارد لنگر آسمان به مناره ات... |
جز دیدن روی تو مرا رای دگر نیست جز وصل توام هیچ تمنای دگر نیست |
و امان از خبر های بد... :( بی زحمت اگه شد برام دعا کنید
گر به زهرا برسد نامه ی ما نیست غمی هر کسی بچه ی بد را زده، مادر نزده |
نهاد اندر سرم ابری که پیدا نیست بارانش نهاد اندر دلم دردی که پیدا نیست درمانش |
تجربه... هروقت فکر کردی ته شه و نه راه پس و پیش داشتی همون موقع جایی که نباید کم آورد و جا زد. ناگهان نیمچه نوری از درز های عالم بهت می تابه بنظرم می خواد بگه تا خداست و خدایی می کنه حق نداری نا امید بشی... و تمام :) |
چه غم از رنج بیماری، تویی وقتی پرستارم حلالم کن نباید رو بگیرم از تو ناچارم نشستن بر زمین مشکل، ز جا برخاستن مشکل ولی از هر دو مشکل تر غم تنهایی یارم |
خون میچکد از دیده دراین کنج صبوری ؛ این صبر که من میکنم افشردن جان است . |