"Velvet Anxiety"
عه عجبا
پیام قبلی های اینجا هم راجع بت بود نخوندی هارتم بروکن شد
وقتی هفتم بودم یکی از نهما روز آخر برگشت بهم گفت وقتی اون روز میرسه که این سه سال رو پشت سر میزاری وقتی خانوادت رو اینجا پیدا میکنی و اون موقع که باید از همه این ها بگذری اون موقعس که میفهمی ارزش همشون رو
همون موقع س که آرزو میکنی هر جور شده حتی برای یه لحظه برگردی و دوباره اینارو تجربه کنی.
"Velvet Anxiety"
وقتی هفتم بودم یکی از نهما روز آخر برگشت بهم گفت وقتی اون روز میرسه که این سه سال رو پشت سر میزاری و
یکی از نهما پروژه نجومش هم اون سیال سیارک وستا انتخاب کرد و ماکتش رو ساخت
تعریف نباشه با اسمم فال این لاو شد🤣😭(اولین بار بود انقدر اسمم رو دوست داشتم، و اون آدم تنها کسی بود جز خودم که میدونست اسم یه سیارک وستا عه-)