eitaa logo
"Velvet Anxiety"
37 دنبال‌کننده
148 عکس
160 ویدیو
10 فایل
Juliet, trust me you'll be better off alone.
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام بهونه ی قشنگ من برای زندگی
"Velvet Anxiety"
باران می‌زند بر آشیان و خشت خیس آرزوهامان سایه‌ی طوفان غم افتاده بر بالین فردامان آدمک ها خسته از آشوب ها ایستاده‌اند آرام اما ناکام آرام شاپرک ها بار غم بر دوش در اسارت با بالی مخدوش تا به آواز شقایق‌های شیدا می سپارد گوش خسته و مدهوش شبها رهروی سرگشته‌ از نفرین شب، حیران و آشفته هر جهت در جستجوی حرف‌های مانده ناگفته وانگهی آشوب بیدار و جهانی که کنون خفته زمستان سرد شدیم حبس دراین رنج شدیم پروانه ها گشتند، ما شعله‌ی این شمع شدیم درپس طوفان گمان هم نفس فهم شدیم غرق هیاهو اما مرهم این درد شدیم میخوانیم تا... فانوس ما روزی شود غوغای ستارگان تقدیر ما سودای سرور و سور آسمان این کلام برآید از قلب قلم، معجزه‌ی جاودان هر نفس است سازی میان طوفان فارغان فریاد بیداری رسد بر تن و بر جانمان این صدا برآید از حلقه‌ی دست، معجزه‌ی جاودان رویا می‌کشد نقش امید و رد پای آرزوهارا مینوازد ساز یکرنگی و هم عهدی دلهارا تا طلوعی نو براندازد نقاب تار شب ها را فردا پرتو نوری به روی لاله‌های سرخ می‌تابد ردپایی از شقایق های سرگشته به جا ماند ماه هم میراث جاویدان مارا پاس می‌دارد فانوس ما روزی شود غوغای ستارگان تقدیر ما سودای سرور و سور آسمان این کلام برآید از قلب قلم، معجزه‌ی جاودان هر نفس است سازی میان طوفان فارغان فریاد بیداری رسد بر تن و بر جانمان این صدا برآید از حلقه‌ی دست، معجزه‌ی جاودان
این ها هم اهنگ حلقن:))
اینارو گوش کنید و برید گریه کنید به یاد پارسال امروز
میخواید متناشم بفرستم یا نه بقیه رو؟
"Velvet Anxiety"
اولش یجوری نوشتی باران ترک خورد-
باراننن نمیدونم داستان چیه ولی فکر کنم اهنگ های حلقه رو میخواین اینا کمتر شنیده شدن ولی میشه توروخداااااا فانوس رو بزاریننن؟
"Velvet Anxiety"
این فانوسه
هم‌سو (١۴٠٠-١٣٩٩) [٠٠:٠٧]من در کنجی متروک سایه‌ای سنگین بر دیوار خانه‌ای بی‌روزن تاریکی تنها همدم آجرها سدی بر رویای خورشیدند (گروه اول) دستان سرد من خالی از امیدند (گروه دوم) آن‌سوی شب شاید راهی دیگر باشد (گروه اول) باید جز تنهایی رازی دیگر باشد (گروه دوم) آجرهایی کوچک برمی‌دارم اما (گروه اول) آوازی از غربت می‌گیرد جانم را (گروه دوم) می‌پیچد چون پیچک می‌بلعد قلبم را (هر دو گروه) [٠١:٠۵]باریکه‌ای از نور می‌تابد بر چشمِ تارم یک دریچه رو به شهری آدمهایی سرگردان چون من [٠١:٣۴]نور رویاهایم مرا سوی خود میخواند قدم در شهر می‌گذارم سایه با من می‌ماند [٠٢:٠٣]آدمها از قلبِ تاریکی می‌رویند (گروه اول) در بن‌بستِ قصه، راهی نو می‌جویند (گروه دوم) هریک حرفی سردرگم در متن دوران (گروه اول) جوشش و پویش در رگ‌هایشان پنهان (گروه دوم) [٢:١٧]رهپیمای فردا، هم‌سو اما تنها (گروه اول) هر یک رودی جاری تا دامان دریا (گروه دوم) درگیرد پیوندی ناگاه و بی پروا (هردو گروه) [٠٢:٣٢] خورشیدی نو از وصال دستان ما برآید زندگی در سایه‌هامان شعری دیگر سراید