زمان:
حجم:
353.3K
عرض سلام و وقت بخیر این صوت توضیحات چرایی و چگونگی تغییرات کانال هست ، لطفا اول گوش کنید بعد وارد کانال زیر بشید.
کانال آموزش تخصصی زبان چینی
https://eitaa.com/Specialized_Chinese_teaching
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➡️دیالوگ امروز
你敢吗?
nǐ gǎn ma?
«جرئت داری؟»
#دیالوگ
https://eitaa.com/Chinese_Learn
#اطلاعات_عمومی
آشنایی با کشور چین🇨🇳
نام کامل: جمهوری خلق چین
جمعیت چین : ۱٫۳۸۲ میلیارد( در سال ۲۰۱۶)
پایتخت چین : پکن
بزرگترین شهر چین : شانگهای
وسعت چین : ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع
زبان اصلی چین : ماندراین چین
مذاهب چین : بودیسم، مسیحیت، اسلام، تائوئیسم
واحد پول چین : رنمینبی(یوان)
نشانه اینترنتی کشور چین : cn
کد بین المللی تلفن:۸۶+
کشور چین با نام رسمی جمهوری خلق چین، کشوری است که در شرق قاره آسیا واقع شده است.
کشور چین براساس فهرست کشورها بر پایه جمعیت با بیش از ۱٫۳ میلیارد نفر سکنه پرجمعیت ترین کشور دنیاست و توسط حزب کمونیست چین در قالب نظام تک حزبی اداره میشود. این حزب بر ۲۲ استان ۵ منطقه ی خودمختار ۴ شهر با مدیریت مستقیم(پکن، تیانجین، شانگهای، چونگ کینگ ) و ۲ منطقه اداره ویژهی بسیار خود مختار هنگ کنگ و ماکائو حکومت می کند.
پایتخت کشور چین ، پکن است.
جمهوری مردمی چین با حدود ۹٫۶ میلیون کیلومتر مربع در آسیا بزرگترین کشور و در جهان سومین کشور بزرگ پس از روسیه و کانادا به حساب می آید.
چین چشم انداز طبیعی متنوعی دارد ، از استپ های جنگلی و بیابانهای چون گبی و تلکه مکان در ناحیه ی خشک شمالی نزدیک به مغولستان و سیبری روسیه گرفته تا جنگلهای زیر گرمسیری در سرزمینهای مرطوب جنوبی نزدیک به ویتنام، لائوس و برمه. مناطق غربی کشور ناهموار است و رشته کوه های هیمالیا و تیان شان مرز طبیعی آن را با هند و آسیای میانه ترسیم میکنند. در مقابل نواحی شرقی این کشور کم ارتفاع است و با ساحلی به طول ۱۴۵۰۰ کیلومتر در جنوب شرقی با دریای جنوب چین و در شرق با دریای شرق چین همسایه است.
طول مرزهای خشکی چین به حدود ۲۲۸۰۰ کیلومتر میرسد. چین از شرق با کره شمالی، از شمال با مغولستان، از شمال شرق با روسیه، از شمال غرب با قزاقستان، تاجیکستان، از غرب و جنوب غرب با افغانستان، پاکستان، هند، نپال، بوتان و چند کشور دیگر همجوار است و از شرق و جنوب شرق با کره جنوبی، ژاپن، فیلیپین، برونی، مالزی و اندونزی مرز دریایی دارد.
https://eitaa.com/Chinese_Learn
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➡️دیالوگ امروز
没意思 (méi yì si)
«خستهکننده» «بیمعنی» «بیمزه» «حوصلهسربر»
#دیالوگ
https://eitaa.com/Chinese_Learn
#اطلاعات_عمومی
زبان رسمی کشور چین🇨🇳
زبان رسمی کشور چین ، چینی ماندارین می باشد که با بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون نفر کاربر پر شمار ترین زبان دنیا محسوب می شود .
لازم به ذکر است که کاراکترها(hanzi) چینی هزاران سال می باشد که برای نوشتن زبان های چینی استفاده میشوند. در سال ۱۹۵۶ میلادی دولت کشور چین حروف چینی ساده شده را معرفی کرد که امروزه چینی سنتی را منسوخ کرده است ، همچنین الفبای استانداردی نیز برای لاتین نویسی زبان چینی تهیه شده که به پین یین(pin yin) معروف می باشد .
https://eitaa.com/Chinese_Learn
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➡️دیالوگ امروز
有意思” (yǒu yì si)
«جالب»
#دیالوگ
https://eitaa.com/Chinese_Learn
✅️ یادگیری یک زبان به تنهایی کافی نیست و یادگیری همزمان فرهنگ و اندیشه اون کشور خیلی اهمیت بالایی داره
https://eitaa.com/Chinese_Learn
#اطلاعات_عمومی
داستانی که قراره در ادامه بخونید یکی از افسانههای معروف و مهم در فرهنگ کشور چینه که از زمان سلسله هان بوده قدمت ۲۶۰۰ ساله داره.
همچنین این جشنواره الهامبخش جشنوارههای تاناباتا در ژاپن، چیلسوک در کره و تی اچتیتک در ویتنام بوده است.
این جشنواره معروف به چیشی(七夕) به معنای تحت اللفظی (شب هفتم ها) از تاریخ برگزاری که روز هفتم ماه هفتم در تقویم قمری چینی هست گرفته شده
همچنین جشنواره چیچیائو(乞巧) به معنای تحت اللفظی (مهارت های طلب)
روز عشق یا ولنتاین چینی ها بطور خودمونی😉
امیدوارم از خوندنش لذت ببرید🌹
https://eitaa.com/Chinese_Learn
#اطلاعات_عمومی
« نیولانگ »، جوانی گاوچران، مهربان، صادق و زحمتکش بود. او در کودکی یتیم شد و توسط همسر برادرش از خانه بیرون رانده شد؛ درنتیجه بهتنهایی زندگی میکرد و در دامنهی کوه به کشاورزی میپرداخت و از گاوی مراقبت میکرد. بنابراین تنها همدم او آن گاو پیر بود.
در یک روز آفتابی، نیولانگ بههمراه گاو خود، خانهی محقرش را برای انجام کارهای کشاورزی ترک کرد. هنگامی که از نزدیکی دریاچهای میگذشت، هفت دختر آسمانی را دید که مشغول بازی در دریاچه بودند.
او که از زیبایی آنها متحیر شده بود، پشت بوتهها پنهان و به تماشای بازی آنها مشغول شد. عاقبت جوانترین
آنها نظر او را به خود جلب کرد.
ناگهان گاو به حرف درآمد و به نیولانگ گفت : « او کوچکترین دختر امپراطور آسمانها است. نام او
« ژینو » است. اگر لباس او را برداری، او دیگر نمیتواند به آسمان برگردد و
با تو خواهد ماند ».
نیولانگ به حرف گاو گوش کرد و بیسروصدا، لباس کوچکترین دختر آسمانی را برداشت.
هنگامیکه دختران آسمانی قصد رفتن کردند، ژینو نتوانست لباس خود را
که مجوز او برای بازگشت به آسمان بود، بیابد. برای آنکه زمان تعیین شدهی بازگشت آنها به آسمان را ازدست ندهند، خواهرانش او را با ناراحتی ترک کردند.
ژینو که احساس یأس و ناامیدی میکرد، در تنهایی خود شروع به گریه کرد.
نیولانگ نتوانست گریهی ژینو را
تحمل کند. او از برداشتن لباس ژینو پشیمان شد. بنابراین، از پشت بوتهها درآمد و لباسهای ژینو را به او
برگرداند.
نیولانگ صادقانه بهخاطر گناهش از او عذرخواهی کرد و اعتراف کرد که غرق در زیبایی او شده و از او خواست تا همسرش شود.
ژینو که از مهربانی و زیبایی نیولانگ حیرتزده و جذب صداقت و مهربانی
او شده بود و بهعلاوه چون دیگر نمیتونست به آسمانها بازگردد، قبول کرد تا همسر وی شود.
نیولانگ و ژینو با خوشحالی با هم زندگی میکردند. نیولانگ از گاو
مراقبت میکرد و در زمین کشاورزی خود کار میکرد، درحالیکه ژینو در
خانه به بافتن اشیاء زیبا مشغول بود. بهزودی صنایع دستی زیبای ژینو معروف شد و همه برای خرید آنها
از راههای دور به آنجا میرفتند.
سالها گذشت و آنها صاحب دو
فرزند دختر و پسر شدند. آنها عاشق هم بودند و به هم احترام میگذاشتند و برای مراقبت از خانوادهی خود تلاش میکردند.
زمانی که بر روی زمین سالها گذشته بود، در آسمانها تنها مدت زمان کوتاهی گذشت. امپرطور و ملکهی آسمانها متوجه گم شدن کوچکترین فرزند خود شدند.
ملکه از اینکه ژینو قوانین آسمانها
را نقض کرده و بر روی زمین مانده و
با یک انسان فانی ازدواج کرده بود، عصبانی شد و سربازان آسمان را برای برگرداندن او به زمین فرستاد.
گاو پیر که میدانست چه اتفاقی خواهد افتاد، به نیولانگ هشدار داد : « گوش کن. من بهزودی خواهم مرد. بعد از مرگ من باید پوستم را بکنی و اگر آن را تن خود و فرزندانت کنی، میتوانید به آسمان بروید ». گاو بعد
از گفتن این جملات، از دنیا رفت.
با اینکه نیولانگ از مرگ گاوش ناراحت بود، به نصیحت گاو عمل کرد و پوست او را کند و بعد از آن گاو را درکنار درختی در نزدیکی خانهاش دفن کرد.
هنگامیکه درحال بازگشت به خانه
بود، آسمان ناگهان تیره شد و باد شروع به وزیدن کرد. سربازان آسمانی پدیدار شدند و به خانه یورش بردند و ژینو را با خود بردند. ژینو نتوانست خود را برهاند و با اشک به نیولانگ و فرزندانش نگاه میکرد.
نیولانگ، نصیحت گاو را بهخاطر آورد. به سرعت پوست گاو را بر تن کرد، فرزندانش را در سبدی گذشت و بههمراه آنها بهدنبال ژینو رفت.
تا آنجا که میتونست بهسرعت
میدوید و بهنظر میرسید فاصلهی او همسرش کمتر و کمتر میشود.
در لحظهای که نزدیک بود به همسرش برسد، ملکهی آسمانها با سنجاق سر طلایی خود، خطی میان آنها کشید. ناگهان رودخانهای خروشان میان آنها ظاهر شد و آنها را از هم
جدا کرد. بعدها این رودخانه، « راه شیری » نام گرفت.
از آن روز به بعد، نیولانگ و ژینو در
دو سمت رودخانه از هم جدا ماندند؛ ژینو در یک سمت رودخانهی آسمانی و نیولانگ و فرزندانش در سویی
دیگر.
روزها گذشت و آنها با چشمانی پراشک با اشتیاق فراوان به یکدیگر مینگریستند.
عاقبت ملکهی آسمانها تحتتأثیر
عشق عمیق آنها بههم قرار گرفت و به آنها اجازه داد تا سالی یک بار
یکدیگر را ملاقات کنند؛ که آن روز، هفتم از هفتمین ماه قمری بود.
https://eitaa.com/Chinese_Learn