هدایت شده از دیگر تنها نیستم.
این بسته که در دست شماست
شکاکیت مطلق نام دارد و با توجه به اصل گرگیاس(🗿) و نظرات متفاوت و مخالف شما با موضوعات مطرح شده در اصل موضوعات در نظر گرفته شده. شما هاله ایی فیلسوف مآبانه نیز دارید..
جناب، البته رطب خورده منع رطب نمیکند ولی خب، درس بخون.
برای کانال زیبای:Motivation
از طرف آگاتا و مشترک مورد نظر
Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
😂😂😂😂👌🏻
کیفیت ویدیو منو گرفت اصن😂
آقا عالی بود، هم عکسه هم ویدیوعه هم اون متن داخل لینک توی کلمه درس؛ خیلی نزدیک بود حتی با این که فرمودید بریده تصادفی از کتاب قراره داده بشه
از هردو ادمین محترم خیلی ممنونم زحمت کشدید:) 🙏🏻✨🌱
هدایت شده از -𝑻𝒉𝒆 𝒆𝒏𝒅
سلام!
من میخوام برای اولین بار و شایدم اخرین بار ، تقدیمی بدم.
قضیه از این قراره که این تقدیمی رو میفرستی کانالت و من میگم اگه یه موجود افسانه ای (و یا شایدم تاریخی) بودی ، چه موجودی میشدی.
و در اخر بگم چه شخصیتی از چه کتابی میشیدی و کمی توضیح درموردش بدم .
در نهایت هم بگم اگه چنل شما یک کتاب بود توی چه ژانری قرار میگرفت.
امیدوارم ایگنور نشم🙏🏻
برای تگ @knight99
Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
میگم این میل شدید به سیب زمینی سرخ کرده هم از یه سنی به بعد دیگه از بین میره ها حاجی، دقت کردی دیگه
به نظرتون یکی از خوردنی های محبوب بنده در کودکی چی بود؟ پیاز!
نه این که مثلا پیاز دوست داشته باشم با غذام بخورم یا تو سالاد دوست داشته باشم و ایناها، پیازو پوست میکندم عین سیب گاز میزدم🗿قشنگ یه پا شرک بودم واسه خودم:/🚶
Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
به نظرتون یکی از خوردنی های محبوب بنده در کودکی چی بود؟ پیاز! نه این که مثلا پیاز دوست داشته باشم ب
https://eitaa.com/IHirad/174
مگه طبیعی نیست؟ 🗿🗿من هنوزم تربچه رو گاز میزنم خیلی خوشمزس🗿
Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
My favorite birthday cake design would be like🗿: #aesthetic
my favorite place on earth would be like:
#aesthetic
#Heaven
Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
صبح شنبه و اولین شنبه و روز کاری بعد از عید و شونزده ساعت تو اتوبوس بودن و درنهایت تهران و دانشگاه.
دیشب شب عالی ای بود
داشتم با خالم اینا که داشتن برمیگشتن خونشون میرفتم تهران که چهل پنجاه کیلومتر رفته ماشین خاموش شد🗿و روشن نشد🗿و زنگ زدیم امدادخودرو🗿و بعد بکسل شدیم قم🗿و بعد رفتیم خونه پدربزرگ و شوهرخالم ماشین گرفت اومد دم در، و یه سواری بود و ما پنج تا ادم بزرگ🗿و من کل مسیر اینقدر جلوی صندلی نشسته بودم که همه جا شیم و استخونام داشت بین فشار پسرخاله گرام و در ماشین خورد میشد🗿هرآن احتمال میدادم در باز شه🗿ساعت چند بود؟ سه شب🗿 ما چار و نیم پنج رسیدیم🗿
Motivation🇮🇷🇵🇸☝🏻
دیشب شب عالی ای بود داشتم با خالم اینا که داشتن برمیگشتن خونشون میرفتم تهران که چهل پنجاه کیلومتر رف
وقتی درو باز کردم پیاده شم نزدیک بود بیوفتم پایین بس که به در چسبیده بودم🗿