eitaa logo
- خاطرات یک بچه چلمن 🤡 .
123 دنبال‌کننده
228 عکس
144 ویدیو
4 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم. من؟ی estp زیادی اجتماعی.🌟 اینجا؟نمیدونم، احتمالاً کانالمه، یکمم بینظمه. حرف درگوشیاتون میرن‌ توی لینک سنجاق شده. @Zah_raR نظر هستم، بفرمایید؟ ببخشید شام ندادیم 🦥 ! کپی؟ محتواهای شخصی نه لطفاً، بقیه حله.
مشاهده در ایتا
دانلود
تو رامین تهمتنی بزن که خوب می‌زنی😭
تو محبی تهمتنی بزن که خوووب می‌زنی
معرفی می‌کنم، مورد علاقم هستن. 💕
بذارید اینجا بگم؛ یه کلیپ از شهید طهرانچی دیدم میگفتن، به دانشجو‌هاشون میگن بخاطر امتحان از روضه امام‌حسین نگذرید. حالا ببینم کي بخاطر امتحان نمی‌خواد بیاد هیئت☺️.
بچه‌هایی که قراره بیاید دهم، اگر رشته‌تون رو مشخص کردید و تجربی/ریاضی هستید بهتون پیشنهاد می‌دم از همین الان شروع کنید پیشخوانی و این‌ها. کلاسای معین کرمی هم می‌تونید ثبت نام کنید، اگر خواستید بگید لینک کانالشونو واستون بفرستم کد تخفیف هم دارن و در کل هر راهنمایی دیگه‌ای در خدمتتونم. 💗
پیام_رهبر_انقلاب_اسلامی_خطاب_به_ملت_ایران_درباره_تفاهم‌نامه_رئیس‌جمهوران.pdf
حجم: 103.8K
📖 متن کامل پیام رهبر انقلاب اسلامی خطاب به ملت ایران درباره تفاهم‌نامه رئیس‌جمهوران ایران و امریکا | ۲۸/خرداد/۱۴۰۵ 🔗 farsi.khamenei.ir/news-content?id=63052 📲 @rahbar_enghelab_ir
گاهی وقت‌ها، به کسی می‌گی چقدر برات مهمه که بری هیئت، شاید درک نکنه، شاید هم بگه یکم از دوست و رفیقات فاصله بگیر، گاهی هم می‌گن دلت خوشه تفریح می‌کنی؟! دلت خوشه که می‌ری گریه زاری می‌کنی برمی‌گردی؟! بچه‌های آمریکا/انگلیس/کشورای اروپایی رو ببین. هرروز خدا اردو ان، مدرسه‌هاشون چه اردو های خفنی می‌بره، چه جاهایی می‌رن می‌گردن اونوقت تو دلت خوشه می‌ری هیئت گریه می‌کنی؟ اینقد نگاهتو کوتاه کردن که فکر می‌کنی هیئت رفتن ته خوش‌بختیه. -ولی اون نمی‌دونه ما چقدر برای هیئت رفتن، برای قرار گرفتن توی جمع نورنوری، برای گریه‌های روضه، برای بیش‌فعالی های بعد از گریهٔ روضه، برای کلاسای سه‌شنبه، برای چیزایی که یاد می‌گیریم، برای استکان شستن، برای خادمی کردن، برای مسئولیت گرفتن، برای رشد کردن، برای دیدن بچه‌های باحال هیئت، برای شیطنت کردن، برای حرف زدنای بعد روضه و خلاصه برای تک تک جزئیات هیئت ذوق داریم. هیئت حرمه، بچه‌هاشم زائرن. ما برای هرهفته حرم رفتن ذوق داریم. دو سه روز که فاصله می‌افته انگار یه تیکه بزرگ از دل‌مون نیست. < من درحالی که هرموقع می‌رسم جلوی در هیئت از ذوق می‌خوام جیغ بزنم: >
«گاهی برای دیگران، هیئت رفتنِ ما چیزی‌ست شبیه به یک انتخابِ ساده؛ تفریحی میانِ تفریحاتِ دیگر، یا در بهترین حالت، یک عادتِ هفتگی. آن‌قدر نگاهشان به دایره‌ی هستی کوتاه است که هیئت را با متر و معیارِ «اردوهای پرزرق‌وبرقِ دنیایی» می‌سنجند و می‌گویند: "ببین آن‌ها چه می‌کنند، تو چرا عمرت را در کنجِ روضه‌ها و میانِ گریه‌ها صرف می‌کنی؟" آن‌ها خبر ندارند که ما در هیئت، به دنبالِ «تفریح» نیستیم؛ ما در هیئت، در پیِ «تسکینِ غربتِ روح‌»ایم. آن‌ها نمی‌دانند هیئت برای ما، نه یک مکان، که یک «مقام» است. همان حرمی که هر هفته، زائرش می‌شویم تا قطعاتِ شکسته و غبارگرفته‌ی دلمان را در حریمِ روضه، دوباره به هم پیوند بزنیم. برای ما، هیئت رفتن یعنی «بازگشت به اصل خویش». ما برای استکان شستن ذوق داریم، چون دست‌هایمان را به تبرکِ خدمتِ زوارِ حسین (ع) می‌سپاریم. ما برای خادمی کردن بی‌قراریم، چون می‌خواهیم در دستگاهِ عشق، ذره‌ای باشیم که نامش در دفترِ عاشقان ثبت می‌شود. آن اشک‌های میانِ روضه، تنها آبِ چشم نیست؛ شست‌وشوی جان است در زلالِ مصیبتی که همه‌چیزمان را به هم می‌ریزد تا دوباره «انسان» شویم. آن بیش‌فعالیِ معنوی و نشاطِ عجیبی که بعد از روضه در رگ‌هایمان می‌دود، همان «حیاتِ طیبه» است. ما در این سه‌شنبه‌هایِ مقدس، در این حرف‌هایِ پسِ پرده‌ی روضه، و در این پیوندهایِ آسمانی با بچه‌هایِ هیئت، داریم «عشق‌ورزی» را مشق می‌کنیم. ما داریم یاد می‌گیریم که چطور در هیاهویِ سردِ جهان، گرمایِ نامِ حضرت را در سینه نگه داریم. این که دو سه روز فاصله می‌افتد و انگار تپشِ قلبمان به شماره می‌افتد، به خاطرِ دوری از «خانه» است. ما در این دنیا مسافریم و هیئت، تنها ایستگاهِ شناساییِ مقصد است. وقتی به درِ هیئت می‌رسم، تمامِ دردهایِ عالم پشتِ آن در جا می‌ماند. دستم که به دستگیره‌ی در می‌خورد، انگار بندبندِ وجودم به آستانه‌ی جانان گره می‌خورد. من آن لحظه، نه فقط با پاهایم، که با تمامِ سلول‌هایِ جانم فریاد می‌زنم: "خدا را شکر که دوباره مرا به میهمانیِ نور فرا خواند..."» @majnonshab