eitaa logo
- خاطرات یک بچه چلمن 🤡 .
123 دنبال‌کننده
228 عکس
144 ویدیو
4 فایل
بسم الله الرحمن الرحیم. من؟ی estp زیادی اجتماعی.🌟 اینجا؟نمیدونم، احتمالاً کانالمه، یکمم بینظمه. حرف درگوشیاتون میرن‌ توی لینک سنجاق شده. @Zah_raR نظر هستم، بفرمایید؟ ببخشید شام ندادیم 🦥 ! کپی؟ محتواهای شخصی نه لطفاً، بقیه حله.
مشاهده در ایتا
دانلود
- خاطرات یک بچه چلمن 🤡 .
به یاد تمام خاطراتِ امام رضایی.. به یاد اعتکاف بی‌نهایت عاشقی با امام رضا. به یاد فصل نوی معطر به نام امام رضا. به یاد قطار اردوی مشهد، چند کیلومتری مشهد. به یاد قدم‌هایی که توی حرمتون برداشته شد.
- خاطرات یک بچه چلمن 🤡 .
0:54 به یاد اولین نگاهِ ۱۴٠۵..
- خاطرات یک بچه چلمن 🤡 .
0:54 به یاد اولین نگاهِ ۱۴٠۵..
"اولین دیدار با امید" ابتدای فروردین ۱۴٠۵ هیچوقت هیچوقت هیچوقت فراموش می‌کنم. همینطوری که رسیدیم مشهد و من در به در اطراف مشهد رو نگاه می‌کردم، به امید اینکه ببینم حرم‌رو. +رسیدیم میدون شهدا؟ اییییییول یکی دو دقیقه دیگه می‌رسیم به خیابونای منتهی به حرم. [نماهنگی که داره پخش می‌شه رو عوض می‌کنم.] بعد از چند ثانیه، یک لحظه ماشین می‌پیچه و تمام.. من به امام رضام رسیدم:).. به بهشتم رسیدم.. دقیقاً ثانیه ۵۴ نماهنگ سلام امام رضا، نگاهم به گنبدشون افتاد. امام رضا قشنگ بلد بود منو، خیلی قشنگ..
- خاطرات یک بچه چلمن 🤡 .
آقا این روز رو یادتونه؟ داشتم گریه می‌‌کردم که مشهد می‌خوام؟ یادتونه همون موقعا برام پیام اردوی بینهایت فرستادید؟ یادتونه خونوادم رو به بهانه اردوی بینهایت هوایی کردید؟ یادتونه حتی وقتی اردوی بینهایت لغو شد حتی وقتی جنگ شد، حتی وقتی بدترین اتفاقا افتاد، بازم شما مارو بردید پیش خودتون؟ شما برام اینجوری تداعی شدید که: ایرادی نداره، بیا بغل خودم..
آسمان قلبِ مایی.
فقط دلم میخواست اینجا بگم که من بیت بودم دوستان .
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دیدید می‌گن باورم نمی‌شه رفته؟ یموقعایی می‌خوای عمیق فکر کنی، می‌خوای به خودت این باور رو بدی که دیگه اون آدم اینجاها نیست. اما انگار مغزت دورِ خودش نوارِ زردِ خطر یا ورود ممنوع گذاشته. انگار یه اتاقک فلزی دور مغزته، هرچی می‌خوای به اون مسئله فکر کنی پَس می‌زنه. می‌گه برو بابا این چرت و پرتا رو به یکی بگو که باور کنه، من مطمئنم این اتفاق نیافتاده. شهادت آقام هم همینطوریه. وقتی یکی از پیشمون می‌ره، عکس و فیلماش رو که می‌بینیم گریه می‌کنیم. ولی آقا نه، عکسای آقارو که می‌بینیم قربون صدقشون می‌ریم، می‌گیم عمرم رو عمرت آقا جانم. انگاری که دلخوشیم، یکم که می‌خوایم فکر کنیم که آقامون شهید شده این مغزِ لامذهب می‌گه ولم کن، بزار توی ذوق خودم باشم، اذیتم نکن، من می‌دونم آقام سالمه. به نقل قول از اون متنی که خوندم بگم: آقا رفتن شما مثل اینه که اکسیژن نباشه و ما هنوز نفس بکشیم، در این حد غیر قابل باوره. من که مطمئنم، یروز می‌بینمتون. بعدم میام بهتون می‌گم: ( آقا این دنیا منو خیلی اذیت کرد، همش گفت شما نیستید، ولی من مطمئن بودم که هستید. ولی خداروشکر حالا که اینجایید قربون سرتون برم؛ دیگه هیچی بجز اینکه می‌بینمتون اهمیت نداره. ) یا شاید همه این باور نکردنا همون خزعبلات روانشناسی باشه که می‌گن توی حالت حادثه مغز شروع می‌کنه به حفاظت از بدن. کاش یکی به این مغزی می‌گفت، دنیای بدون آقام تاریکه، ولم کن، نمی‌خوام ازم مراقبت کنی، بزار برم. خلاصه که هرطور فکر می‌کنم، دنیای بدون سیدعلی برام قابل تصور نیست.