و یک ࢪوز میشود آخࢪیں باࢪ ، آخࢪیں ںگاه ، آخࢪیں آغوش و آخࢪیں مکالمه؛ ایࢪادش ایں اسٺ که تو ںمیداںی چه زماںی ایں آخࢪیں باࢪ فࢪا می ࢪسد. شاید اگࢪ می داںستی ، ںگاهٺ عمیق تࢪ ، آغوشٺ محکم تࢪ و حرف هایٺ زیباتࢪ میشد. دࢪ ںهایٺ ، این آخࢪیں باࢪها دࢪ یاد می ماںد و تبدیل می شود به یک حسࢪٺ؛ حسࢪٺ اینکه کاش می شد یکباࢪ دیگࢪ ںگاهش میکࢪدم و دࢪ آغوش میکشیدمش. این دلتںگی تا آخࢪ عمࢪ ࢪوی دلٺ خواهد ماند.
زخمی اگر بر قلبت بنشیند؛ 𝂏𐭩ᡣ ٍٍِْꨭ
تو ، نه می توانی زخم را از قلبت وا بکنی ،
و نه می توانی قلبت را دور بیندازی ،
زخم تکهای از قلب تو میشود ..
کی مشتاقانه هرشب منتظر سریالیه که حرص و استرس رو تا خود استخون هاش حس کنه؟؟؟ افرین،معلومه من🎀