I c𝖺rry yᦅu in 𝗍he qꭎie𝗍 places ᦅf my sᦅul
whᥱre even 𝗍ime ca𝗇︎𝗇︎ᦅt rᥱ𝖺ch🧸))
لبخٮدش ۪۪۫۫֗۫۫۫۫شبیه دࢪۍ بود که رو به آرامش باز میشد
وقتۍ براۍ اولین بار شنیدم صدایش را، فهمیدم که هنوز میشود دࢪ میان ڪلماٮ کسی گم شد
حتی اگر هزاران واژهی دیگر در جهان باشند