نشان از بی نشان ها
✨رهبر انقلاب:همه از اسراف در آب، نان، گاز، بنزین و ارزاق عمومی پرهیز کنند؛ یکی از مهمترین خطرها و ضر
دیشب که فرمایشات حضرت آقا را میشنیدم، یک جملهاش مثل صاعقه بر دلم نشست:
«از اسراف اجتناب کنید، همهمان…»
همین یک جمله کافی بود تا به خودم بیایم.
حالا من، به عنوان یک سرباز گمنام ، امروز با فرمان فرماندهام،
تصمیم گرفتم که محل کارم..خانهام.. و همه جا را سنگر ببینم.
تصمیم گرفتم که به بچههایم یاد بدهم:
برکت را باید حفظ کرد.
نعمت را باید حرمت گذاشت.
و اسراف نکردن، یک سبک زندگی است.
یک وظیفه است.
از امروز، هر بار که شیر آب را میبندم، هر بار که نان مانده را به لقمهای گرم تبدیل میکنم، هر بار که چراغ اضافهای را خاموش میکنم، به فرمان فرماندهام لبیک میگویم.
و باور دارم:
وقتی حضرت آقا چیزی را خطر میدانند، یعنی واقعاً خطر است.
و وقتی به کاری فرمان میدهند، یعنی در آن خیر عظیمی نهفته است.
پس من، با افتخار، این مأموریت را پذیرفتم ..
برای اطاعت از رهبرم... برای رضای خدا.
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید فخری زاده : جز شهادت هیچ راه دیگری نیست...
۷ آذر،سالگرد شهادت شهید فخری زاده
پدر علم هسته ای ایران🥀
─═इई🍃🌸🍃ईइ═─
نَسألُ اللّه َ مَنازِلَ الشُّهَداءِ و مُرافَقَةَ الأنبياءِ
#ٱللَّهُمَّ_صَلِّ_عَلَىٰ_مُحَمَّدٍ_وَآلِ_مُحَمَّدٍ
#کانال_نشان_از_بی_نشانها
┏━━🍃💞🍂━━┓
@CleanRomance
┗━━🍂💞🍃━━
امیرحسین ساجدی @SAJEDIFR4_5787171838098410001.mp3
زمان:
حجم:
29.5M
#قرار
بعد از نماز عشا
تلاوت سوره مبارکه واقعه
به نیابت از شهید بزرگوار،
هدیه به ارواح مطهر حضرت امیرالمومنین(ع) و حضرت زهرا (س) و اولاد طیبین و طاهرینشان علیهم السلام✨
#کانال_نشان_از_بی_نشانها
5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️مراقب باشیم مرتکب این غیبت های اشارهای و غیر مستقیم نشویم!
استادفاطمی نیا
─═इई🍃🌸🍃ईइ═─
@CleanRomance
#کانال_نشان_از_بی_نشانها
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 هرجا شکست بیرونی دارید نمازتون بد بوده
─═इई🍃🌸🍃ईइ═─
@CleanRomance
#کانال_نشان_از_بی_نشانها
آقای معین التجار(همسر بانو امین) پس از اینکه متوجه شد همسرش به درجه اجتهاد رسیده!!
کتاب اربعین هاشمیه که تازه به دستش رسیده بود را برداشت و زودتر از همیشه حجره را ترک و به سمت خانه رفت. باورش سخت بود. همسری که تمام لباسهای شوهرش را خودش دوخته و در کارهای خانه سنگ تمام گذاشته بود. همسری که هر روز تا جلوی درب بدرقه اش میکرد و هنگام ورود با تواضع و محبت به استقبالش می آمد...
همسری که مهمانهای زیاد او را با خوش رویی پذیرایی میکرد. همسری که هیچ وقت گله و شکایتی از حجم کارهای خانه نکرده بود. باورش نمیشد که این اجازه نامه ها مربوط به او باشد. صفحه آخر کتاب نشان میداد همسر دانشمندش، اجازه اجتهاد و استنباط احکام شرعی را از بالاترین مراجع زمان گرفته بود..
گامهایش را تندتر کرد تا زودتر به منزل برسد. احساس تعجب و خوشحالی و افتخار وجودش را فراگرفته بود و عجیبتر از همه اینکه همسرش در اینباره هیچگاه چیزی به او نگفته بود. البته شاید خیلی هم نباید تعجب میکرد. با آن پشتکار و صبوری و اخلاصی که از بانو دیده بود حقش بود که چنین بشود. خود بانو گفته بود که علم را می آموزد نه برای خود علم بلکه به عنوان مقدمه ای برای قرب خدا و خودسازی و معرفت النفس
از دست دادن هفت فرزند و در عین حال شاکر بودن کار هر زنی نیست. می دانست که بانو حتی کارهای خانه را هم با نگاهی متفاوت مینگرد و به کارهای خانه هم رنگ و بوی الهی و سلوک داده است. شنیده بود که بانو وقتی خانمهای دیگر را موعظه میکند میگوید: اگر بناست نفس انسان به وسیله ریاضت از تعلق و حب دنیا خلاص شود پس چه ریاضتی بهتر از خوب خانه داری کردن و خوب همسرداری کردن!
شنیده بود که میگفت: هیچ ریاضت نفسی مانند خانهداری نیست. لذا بهترین خانهداری ها را میکرد. دائما میگفت زن از خانه شوهر به بهشت میرود، از خانه شوهر هم به جهنم میرود. خود معین التجار پیش قدم شده بود تا بانو بتواند علاوه بر کارهای خانه به تحصیل علم هم بپردازد ولی نمیدانست بانویش آنقدر دانشمند شده که چنین کتابی چاپ کرده و در انتهای کتاب اجازه مراجع وجود دارد مبنی بر اجتهاد بانو!
اتفاقی امروز یکی از دوستانش به حجره آمده بود و کتاب "اربعین هاشمیه" که همسرش نوشته بود و با عنوان بانوی ایرانی امضا شده بود را نشانش داده بود. یاد خاطره ای از بانو در ذهنش جولان میکند. بانو گفته بود روزی دایه، دختر چهارساله و طفل شیرخوارم را نزدم آورد. از دور که میآمد قلبم از محبت مادری برای دخترکم از جا کنده شده بود. آن گاه که جگر گوشه ام را شیر میدادم محو جمال او شده بودم، او را بوسیدم و احساس عجیبی سراپای وجودم را فرا گرفت. انگار تمام قلبم به سوی او میرفت.
هنوز از این حالت روحی ساعتی نگذشته بود که نوزاد بیمار شد و در کمتر از یک روز از دنیا رفت. دختر چهار ساله هم به فاصله یک هفته درگذشت و مادر را تنها گذاشت. گویا خدا میخواست بانو هر چه بیشتر و بیشتر از دنیا و تعلقات دنیایی رها شود و قلبش هر چه بیشتر متوجه آن گمشده اش باشد.
خود بانو گفته بود از کودکی احساس میکردم گمشده ای دارم و دنبال آن میگردم ولی نمیدانم آن را کجا و چگونه جستجو کنم تا اینکه خداوند با اشراق به قلبش راه را نشان داده بود ولی عطشش را صد چندان کرده بود. همین عطش و اشتیاق بود که از چهارسالگی او را پای درس نشانده بود و به جای بازیهای کودکانه، عاشق مطالعه و شنیدن از خدا و اولیای خدا کرده بود.
حالا بانو درگذشت هفت فرزندش را بخشی از آزمایش الهی میدید و همانند ابراهیم علیه السلام باید در امتحانات الهی استقامت میکرد و شکرگزاری. استادش آیه الله میر سید علی نجف آبادی گفته بود روزی که شنیدم فرزند ایشان فوت کرده فکر کردم خانم دیگر درس را تعطیل خواهد کرد ولی دو روز بعد خدمتکار ایشان سراغ من آمد تا برای تدریس به منزل ایشان بروم و من از علاقه او به تحصیل سخت تعجب کردم.
خیلی وقتها بانو این ابیات را زمزمه میکرد.
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند // فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی // دیوانه تو هر دو جهان را چه کند
─═इई🍃🌸🍃ईइ═─
@CleanRomance
#کانال_نشان_از_بی_نشانها
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میدونید دلیل عاقبت بخیری حرّ چی بود؟
استاد کاشانی
─═इई🍃🌸🍃ईइ═─
@CleanRomance
#کانال_نشان_از_بی_نشانها