خنده بود قبلا، بر هر دردِ بیدرمان دوا
بوسه شد درمانم، از وقتی که بوسیدم تو را.
و جانِ آبی من!
حتی اگر خودت را رهگذر ببینی، تو اولین و آخرین رهگذری هستی که من را تمام و کمال عاشق خود کرد!
زمان همهچیز را درمان نمیکند؛
فقط یادمان میدهد
چطور با دردهایی زندگی کنیم
که دیگر درمان نمیشوند.