پرواز بر اعماق ابر ها ☁️🦋
من هرچی درمورد رها میبینم: گریه نکن لعنتی نکن اخرش من: گریه*
من تلاش کردمااااا ولی فقط تو چشمام جمع میشن.
گیو: اگه تو و نزوکو ده تا کلوچه داشته باشین، من پنجتاشو بردارم چندتا کلوچه دارین؟
تانجیرو: هیچی!
گیو:
گیو: چطوری اصن این جوابو اوردی؟
تانجیرو: خب ما همه یه کلوچه هارو بهت میدیم! چون شما خوشت اومد پس باید همه رو داشته باشی!
نزوکو کیوت سرشو تکون میده*
گیو که اکلیلی شده ولی هیچی نگفته*
چویا: تو منو یاد دریا میندازی...
دازای سرخ میشه*: اااا واقعا؟؟
چویا: اره، تو خیلی شوری و مردمو میترسونی