کنار دریا نشستهام، نسیم موهایم را میرقصاند و آفتاب بر آب میلغزد... انگار دنیا برای لحظهای نفس راحت میکشد.
اون درونگراست و عاشق تنهایی و سکوته اما بقیه اونو خسته کننده و عجیب میبینن.
و در نهایت کسی قلبت را میشکند که به او گفته بودی که از شکسته شدن، خسته شدهای.