دلقکافسردهشهرقلبها🫀
من دوست ندارم؟ من وقتی نشستم و دارم توی افکارم شنا میکنم یهویی یاد حرفات میافتم مثل یه احمق خندم م
من تورا به اندازهای دوست دارم که اگر خنجری در قلبم فرو کنی، به خاطر خونی شدن دستانت از تو عذرخواهی خواهم کرد.
یه افسانه خیلی قشنگ هست که میگه ؛
اگه یه پروانه یهو بیاد سمتت یا یه برگ بیوفته روت
یکی از آرزوهات درآینده برآورده میشه