دلقکافسردهشهرقلبها🫀
_ناراحت که نشدی؟
نه بابا فقط وقتی داشتم غذا میخوردم بغضم شکست.
دلقکافسردهشهرقلبها🫀
حتی اگر بخواهم تمام کلمات جهان را برای وصف کردنت به صف بکشم، نمیدانم که باید از چه واژهای برای غم
گفت عاشق درخشیدنم است.
اما من ماه بودم و درخششم ازآن خودم نبود.
_اوفِلیا
«گرچه دلتنگی ندارد چارهای، شادم که اشک
قدری از دلتنگی من کاست، بعضی وقتها..»
_فاضل نظری