دلقکافسردهشهرقلبها🫀
گفت عاشق درخشیدنم است. اما من ماه بودم و درخششم ازآن خودم نبود. _اوفِلیا
گاهی اوقات با خود میگویم که چه زیبا در افسانهها یا کتابها راجع به عشق حرف میزنند و داستانهای عاشق و معشوقهای مختلفی را بازگو میکنند. داستان آنانی را میگویند که شاید خیلی وقت است دیگر عشقی شیرین مانند عشقشان در این دنیای فانی وجود ندارد. و این ما انسانهای زود باور هستیم که خیلی زود خام چنین قصههای دلربایی میشویم که حتی نمیدانیم واقعی هستند یا نه. هر آنچه که من از عشق دیدم سر انجامی جز درد و ناراحتی و دلتنگی به ارمغان نیاورده است. شاید من همیشه از دید انسان شکست خورده عشق به ماجرا نگریستهام. اما امان از آن اندک روایتهایی که از زبان فرد زخم خوردهی بازی عشق بیان میشوند که به راستی خود شاهکارند. با اینکه تلخ و شکستهاند و افکار زیادی را در ذهن آدم ایجاد میکنند اما لذتی به همراه دارند که قلب را به درد میآورد. عشق از زبان فردی که دچار عشق یک طرفه شده است به شدت زیباست. خیلی زیبا و غمگین و اشک آور.
_اوفِلیا
هدایت شده از An Iranian girl
درود .
چنلan Iranian girl https://eitaa.com/joinchat/3078227516Cbe1515042d قصد ایجاد یه تقدیمی رو داره .
اینطوری که شما تگتون رو توی ناشناس(https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_j01qvsb&btn=Lil) چنل میزارین و من باتوجه به وایب چنلتون یک بیت از شعرای یه شاعر نشناخته بهتون میدم و بهتون میگم اگه یک بو بودین اون بو چی بود
_Limit
گریه نکرد؛ اما نیاز داشت یک نفر او را در آغوش بگیرد ، نیاز داشت تنها نباشد.