2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تقدیم به نگاه پر مهرتون🍃
کارها کارگاهی و قیمت منصفانه
خوب امروزم آماده اید؛ ببرمتون به دیدن یک تابلوی دیگه از تابلوهای هنری خالق توانا👌😉
🔸️عقیقی که رگه های جاسپر خوشرنگ، خوشگلیش رو چند
برابر کرده😇
🔸️مناسب برای گردنی،دستبند و ...
🔸️قیمت: 180 هزار تومان
🔸️معدنی و اصل
باضمانت و قابل مرجوعی تا ۲۴ ساعت
ارسال به سراسر کشور✈️🚀
کلیه سفارشات در هر طرح و رنگی بنا به درخواست شما پذیرفته میشود.🎁😎
ثبت سفارش👇👇
@Nagien1
#نگین
#عقیق
#جاسپر
سلام ✋🏻
صبح نزدیک ظهرتون بخیر😊
امیدوارم که حال دلتون خوب باشه و ایام به کامتون🍃
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تقدیم به نگاه پر مهرتون🍃
کارها کارگاهی و قیمت منصفانه هستن.🤫🤗
کلیه شفارشات ،در هر طرح و رنگی با بهترین
کیفیت و قیمت پذیرفته میشود.🎁👌
نگین عقیق سوسنی خوشرنگ💎
مناسب برای انگشتر،گردنی و دستبند
قیمت : 150 هزار تومان
معدنی و اصل
با ضمانت و قابل مرجوعی تا ۲۴ ساعت
ارسال به سراسر کشور ✈️🚀
ثبت سفارش👇👇
@Nagien1
#نگین
#عقیق
#سوسنی
داستان جالبی بود دلم نیومد تنهایی
بخونم ؛گفتم با هم بخونیم.😊
شب جمعه هست با صلوات و فاتحه ایی یاد کنیم از همه اموات 🤲🏻😭😭
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🐳 داستان کوتاه فوق العاده زیبا
کوهنوردی که خیلی به خود ایمان داشت قصد بالا رفتن از کوهی را کرد.
تقریباً نزدیک قله کوه بود که مه غلیظی سراسر کوه را گرفت.
در این هنگام از روی سنگی لغزید و به پایین سقوط کرد.
کوهنورد مرگ را جلوی چشمانش دید و در حال سقوط از صمیم قلب فریاد زد: «خدایا کجایی!»
ناگهان طناب ایمنی که او را نگه میداشت دور کمرش پیچید و او را بین زمین و هوا معلق نگه داشت. مه غلیظ بود و او جایی را نمیدید و نمیتوانست عکسالعملی انجام دهد. پس دوباره فریاد زد: «خدایا نجاتم بده!»
صدایی از آسمان شنید که میگفت: «آیا تو ایمان داری که من میتوانم نجاتت دهم؟»
کوهنورد گفت: «بله.»
صدا گفت: «طناب را ببر!»
کوهنورد لحظهای فکر کرد و سپس طناب را محکم دو دستی چسبید. صبح زمانی که گروه نجات برای کمک به کوهنورد آمدند چیز عجیبی دیدند؛ کوهنورد را دیدند که از سرمای هوا یخ زده بود و طنابی که به دور کمرش بسته شده است را دو دستی و محکم چسبیده است ولی او با زمین فقط یک متر فاصله داشت!
#داستان