میخوام یکبارم که شده توی طبیعت وقتی که باد میوزه دراز بکشم روی چمنا و کتاب بخونم..
کاش بتونم مواقعی که میخوام تصمیم گیری کنم قلبمو برای چند لحظه دربیارم و احساسات و بذارم کنار.
شما هر روز پارتی و کلی مهمونی دارید؛
ولی من عوض اینکارا ترجیح میدم تو خونه بمونم،کتاب بخونم،فیلم ببینم و خوراکی بخورم.
بزرگترین آرزوی من اینه که..
سناریو های فیکم و خیال پردازیام به واقعیت تبدیل بشن..
نقاشی کشیدن میتونه تو یه جمله خلاصه بشه
تمام حس هایی که درونت داری،از شادی گرفته تا غم رو میتونی بیاری رو ورق و بعد به چیزی که خلق کردی نگاه کنی..
کاش یه روز بیاد که انقدر همو قضاوت نکنیم و بفهمیم هرکَس زندگی خودشو داره،لطفا بزارید هرجور میخواد زندگی کنه..
شاید یه وقتایی نا امید میشم،زمین میخورم یا غمگین و گوشه گیر میشم؛
ولی مطمئن باش زود بلند میشم،اینجوری نمیمونه،نمیزارم ضعیف خطابم کنید!