منو تهدید میکنی؟
من حتی یچیزی به خودم بگم خودمم خودمو ول میکنم میرم..
توی خیابون قدم میزدم،هات چاکلتِ داغ توی دستم بود،نمیتونم افکارمُ توصیف کنم چون هر لحظه یچیزی به ذهنم میرسید که بخوام بهش فکر کنم..
یه فکر به ذهنم میرسید و بعد از چند دیقه یه فکرِ دیگه جاشو میگرفت؛
بعد از اینا،یه فکری اومد تو ذهنم که مغزمو بشدت درگیر کرد..
با خودم فکر میکردم،تا حالا شده یکی اونقدر مهربون باشه که بتونه تمامِ بدی هارو از ذهنت پاک کنه؟
توی همین فکرا بودم که یه فردی خورد بهم و هات چاکلتمُ روی زمین ریخت..
قیافشو درست ندیدم..ولی همون لحظه شروع کرد به عذر خواهی کردن..بهش گفتم اشکالی نداره ولی اون انقدر شخصیتِ خوبی داشت که دست بردار نمیشد..!
بهم پول داد و گفت باهاش دوباره یه هات چاکلت بخرم،من بشدت شیفته ی اون دختر شدم چون نمیتونستم از شخصیتِ مهربون و خوبش یه آدم بسازم..
بعد از اون رفتم..
رفتمُ یه هات چاکلت خریدم اما توی کلِ روز به اون دختر فکر کردم..و فهمیدم؛
اره،ادمای مهربون هنوز وجود دارن..!
تقدیم به نیموی مهربون: @Song_Musiic
از طرفِ اَندی: @colorfulll
هدایت شده از 𝘚𝘰𝘯𝘨|ترانه
عه وا اندیی
یادم رف 80 شدنتو تبریکک بگمم
مبارکتت باشههه مهربونننن
- اسمارتیزفروشیِاَندی,
80تاییت مبارک اندییییی
تنکیوو اماریسس،بغلل*
- اسمارتیزفروشیِاَندی,
عه وا اندیی یادم رف 80 شدنتو تبریکک بگمم مبارکتت باشههه مهربونننن
تنکیووو نیمووی مهربوونن،بغللل*