من همیشه حرفامو رُک زدم،همیشه بدون ترس احساسمو به زبون آوردم..
ولی..ولی خب راستشو بخوام بگم،حرف زدن راجب احساسم به تو خیلی برام سخته..
نه اینکه نتونم بگما،نه!
اتفاقا اونقدری حرف دارم تو دلم که تا صبم بخوام بگم وقت کم بیاد..
هدایت شده از Coconut cookies novel 🖋️
میخوام یه داستان بنویسم
مثل بقیه چنل ها که دارن برای بقیه چنل ها مینویسن
با این تفاوت که من میخوام شما هم باشید ، هرچند ممکنه حضور کوچیکی داشته باشید اما من به همون هم نیاز دارم
پس لطفاً توی ناشناس یه اسم مستعار و یه قدرت جادویی برای خودتون انتخاب کنید