eitaa logo
- اسمارتیز‌فروشیِ‌اَندی,
123 دنبال‌کننده
673 عکس
102 ویدیو
0 فایل
"𝗧𝗶𝗺𝗲 𝗺𝗮𝗸𝗲𝘀 𝗲𝘃𝗲𝗿𝘆𝘁𝗵𝗶𝗻𝗴 𝗯𝗲𝗮𝗿𝗮𝗯𝗹𝗲." زمان‌همه‌چیز‌رو‌قابلِ‌تحمل‌میکنه. ' 𝘊𝘳: Andy🦕 . ' ' 𝘚𝘵𝘢𝘳𝘵: 1401/12/21 '
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از A bunch of feelings .
استعدادی که تو تخریب کردن مردم دارم توی شناسایی مریخ داشتم الان افتتاحش کرده بودم
میدونم الان یه مداد رنگی دارم که دارم باهاش زندگیمُ رنگ میکنم ولی،اون هم داره زندگیمُ خط‌خطی میکِشه.
جوری که مغزِ من شبا،شروع میکنه به اورثینک کردن<<<
مغزم،اورثینک: 🚮
یه ممبرایی تو چنل هستن که اصن وایبشون>>>>
- اسمارتیز‌فروشیِ‌اَندی,
تو شبیهِ ترانه ی موردِ علاقمی که هربار بهش گوش میکنم مورمورم میشه،تو خودِ بهشتی،هم اونقدر قشنگ،هم او
میتونم..میتونم نگات کنمُ بپرستمت،اره..من تورو میپرستم،همونجوری که یه مومن خداشو،یه بچه مادرشو؛ من میتونم غرق شم تو دریای نگات،تو اون رنگِ خوش رنگِ چشات.. میدونی..تو واسه من مثلِ موردِ علاقه ترین عروسکِ بچگیامی..نه حاضرم از خودم دورِت کنم،نه با کسی شریکت شم..تو ستاره ای،ستاره نه! تو خودِ ماهی..اصن ماه چی میگه تو آسمون وقتی من تورو دارم؟ اصن قشنگیای دنیارو کی میبینه تا وقتی تو هستی؟
یه وقتا آدم یه عکسایی میبینه که آرزو میکنه کاش من الان تو عکس بودم.
من جنگیدم ؛ اما سختی ها زورشان بیشتر بود.. افتادم.. زانو هایم لرزید.. زمین سرد بود ؛ من در سرمای زمین خوردنم تب کردم.. هیچ کدامشان دستمالی برایم نَم دار نکرد که بر روی پیشانیم بگذارد.. با تب و تابی که داشتم بلند شدم. این دفعه به جز زانوهایم شانه هایم هم میلرزید.. حالا دیگر هیچ ک‌‌‌‌س نبود.. به جز تنهایی ! حسش میکردم. آری! اشک یا خو‌‌‌‌ن؟ کدامشان برایم می بار‌‌‌‌ید؟ هیچ.. باران بود.. بارید و بارید و من لرزیدم.. صدای خنده های تنهایی در گوشم نجوا میشد : دیدی که در اخر من و تو جفت شدیم؟!. آری دیدم.. و حالا من دوباره ایستاده ام.. لرزشه شانه هایم را گیسوی پریشانم دواست.. و حالا بر روی هدفم راه میروم.. بالای بالا.. و تنهایی همان شاخه خشکیده ای است پشت پنجره ام. گاهی لباس برف میپوشد و گاهی لباس برگ. اما همیشه هست.. همیشه! درست زمانی که آنها که باید ، نبودند..