قطع به یقین اینجا برام کافی نیست؛
همزمان باید تو گذشته ام به دنیا میومدم و زندگی میکردم..
مطمئنم که تو دوره ای اشتباه از زندگی به دنیا اومدم؛
منو ببرید جایی که بهش تعلق دارم،گذشته..
جوری که وایبِ قصرها،مهمونی های کلاسیک و جنگ های قدیمی رو میده>>>>>>>>
خوش به حالِ کسایی که تو کارخونه ی شیرکاکائو کار میکنن؛
من جای اونا بودم به جای حقوقم روزی یه بسته شیرکاکائو میبردم خونمون.
تو فقط به غذام/خوراکیام دست بزن؛
اونوقت میفهمی چه آدمِ خطرناکی هستم..
اگر برید جنگل،همه جا سبزه؛
حتی اگه یه شاخِ گلِ قرمز هم بینِ اون همه رنگِ سبز باشه،تمامِ عشقیه که گل به طبیعت داده تا زیباش کنه..