She had my whole heart with her one day, but then she took it in her fist and crushed it.
میدونید اینجا خیلی صدا میاد،صداهای وحشتناک..درسته این صدای مغزِ منه.
کاش میتونستم قبلِ خواب مغزم رو در بیارم و بعد که بیدار شدم بذارم سرِجاش.
اونی که هر روز باهم حرف میزدید،واسهی هم آهنگ میفرستادید،بدون شببخیرِ هم نمیخوابیدید و با صبحبخیرِ هم بیدار میشدید،حالا نیست.. و همهی اینا یه خاطرهست توی ذهنِ تو،و این خیلی دردناکه.
من سعی کردم با تمومِ وجودم عشقِ لازم رو بدم،این تو بودی که محبت از جایِ دیگه کورت کرده بود.