کاش میتونستم قبلِ خواب مغزم رو در بیارم و بعد که بیدار شدم بذارم سرِجاش.
اونی که هر روز باهم حرف میزدید،واسهی هم آهنگ میفرستادید،بدون شببخیرِ هم نمیخوابیدید و با صبحبخیرِ هم بیدار میشدید،حالا نیست.. و همهی اینا یه خاطرهست توی ذهنِ تو،و این خیلی دردناکه.
من سعی کردم با تمومِ وجودم عشقِ لازم رو بدم،این تو بودی که محبت از جایِ دیگه کورت کرده بود.
اینهمه نگرانِ یهنفر باشی،عشق و محبتت رو خرجش کنی،بهش اهمیت بدی،که چی؟ تهش تورو به چپش بگیره و ازت طلبکار هم باشه؟.
هدایت شده از " 김로자.🎀 "
POV: جلوگیری از نترکوندن گالری با عکس های پینترست