متنفرم از اون موقعی که دارم جمعُ ایگنور میکنم و میان میگن بیا قاطیِ جمع.
من بی جنبه نیستم!
فقط تو زیادی از حد چرت میگی و آخر سر همرو تو یه شوخی کردم خلاصه میکنی.
من نه افسرده ام،نه دیوونه؛
فقط ترجیح میدم تو خیال پردازیام زندگی کنم نه تو این دنیای واقعی..
من احمق نیستم و تمام حرفاتو به وضوح میفهمم،فقط یه نگاه بهت میندازم و میبینم که لیاقت نداری بخاطرت به خودم زحمت بدم.
کتاب ها،چیز جالبی هستن،تورو میبرن به دنیای خودشون،و کاری میکنن تا چند وقت همونجا بمونی و خیال پردازی کنی..
توی خیالاتم،تنها جاییِ که توش نه قضاوت میشم،نه کسی بهم میگه چرا انقدر کم حرف یا پرحرفی،نه درموردم نظر میدن،درکل جایِ خوبیه که ترجیح میدادم به جای اینکه الان اینجا باشم،برم تو خیالاتم..