eitaa logo
🕊فُتٌحً قُلَبً💚
4.9هزار دنبال‌کننده
64 عکس
130 ویدیو
6 فایل
ִֶָ ࣪  ﷽ ִֶָ ࣪  نام رمآن: فتح قلب ๋࣭⸳⭑ࣶࣸ رمان: مثل زینب برای زینب نویسنده: ستاره درخشان ژانر:عاشقانه،مذهبی،اجتماعی •𓍯🕊⊹𓂃•𓍯🕊⊹• #تابع‌قوانین‌جمهوری‌اسلامی🇮🇷 ❌کپی از‌رمان حتی با نام نویسنده پیگرد قانونی دارد ๋تبلیغات: https://eitaa.com/Panah3134
مشاهده در ایتا
دانلود
لباس یاس💙🤍
دلدار
به نام خدا . 🕊 بعد از اینکه کمی دیگه هم حرف زدیم حسین گفت: دیگه بریم. بعد از اینکه پایین رفتیم مادربزرگ حسین گفت: دهنمونو شیرین کنیم؟ یه نگاه به حسین کردم و با خجالت گفتم: بله. همه دست زدن و نازگل شیرینی پخش کرد. همه دوباره نشستیم. پدر بزرگ حسین: نظر به اینکه محرم نزدیکه نظرتون چیه الان یه خطبه محرمیت بخونیم و عقد و عروسی بمونه برای بعد محرم. بابا با این حرف موافقت کرد و بعد از تعیین مهریه، یه اشاره به من کرد که بشینم کنار حسین، بعد از اینکه نشستم پدربزرگ حسین گفت: به امید خدا شروع می‌کنیم. ... بعد از اینکه خطبه محرمیت رو خوندن با گفتن: قَبِلتُْ به هم محرم شدیم. و همه دست زدن. مامان حسین از داخل کیفش یه انگشتر درآورد و داد دست حسین و گفت: اینم بنداز دست عروسم. حسین انگشترو گرفت و دستم کرد. از خجالت نمی تونستم سرمو بالا بگیرم. دست آخر که همه رفتن حسین در گوشم گفت: فردا مسجد منتظرتم خانومی. دوباره یه لبخندی زدم و از همه خداحافظی کردم. کپی حرام است. به قلم: ستاره درخشان.🕊
به نام خدا . 🕊 بعد از اینکه داخل همه استکان‌ها چایی ریختن چادرم مرتب کردم و سینی رو برداشتم و وارد پذیرایی شدم. اول از همه چایی رو به پدربزرگ حسین تعارف کردم و وقتی به مادربزرگش رسیدم گفت: ماشالله عروس خوشگلم. منم با یه لبخند کوچیک جوابشو دادم بعد از اینکه به همه چای تعارف کردم رفتم و بغل یاسین که خالی بود نشستم. بعد از چند لحظه پدربزرگ حسین گفت: ما امشب واسه امر خیر اومدیم خدمتتون. اگر موافق هستید این دو جون برن حرفاشونو بزنن. بابا یه نگاه به من کرد و گفت: پاشو بابا جان آقا حسین و راهنمایی کن. حسین بلند شد و دنبالم اومد رفتیم بالا در اتاق رو باز کردم و گفتم: بفرمایید حسین: خانم‌ها مقدم‌ترند. لبخندی زدم اول من وارد شدم و بعدش حسین . صندلی میز تحریرمو به سمت تخت برگردوندم و گفتم: بفرمایید. و بعدم خودم روی تخت نشستم. حسین: خوب از کجا شروع کنیم. بعد از کمی فکر کردن گفت: شما دانشگاهتون تمام شده. من: نه هنوز فقط چند ترم اولشونو رفتم. کپی حرام است. به قلم: ستاره درخشان.🕊
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گلی که حسین داد🫀
مال حسین شد
خطبه محرمیت 🫀🤍
بهم رسیدن🥺✨