eitaa logo
🕊فُتٌحً قُلَبً💚
4.9هزار دنبال‌کننده
64 عکس
131 ویدیو
3 فایل
ִֶָ ࣪  ﷽ ִֶָ ࣪  نام رمآن: فتح قلب ๋࣭⸳⭑ࣶࣸ رمان: مثل زینب برای زینب نویسنده: ستاره درخشان ژانر:عاشقانه،مذهبی،اجتماعی •𓍯🕊⊹𓂃•𓍯🕊⊹• #تابع‌قوانین‌جمهوری‌اسلامی🇮🇷 ❌کپی از‌رمان حتی با نام نویسنده پیگرد قانونی دارد ๋تبلیغات: https://eitaa.com/Panah3134
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده تام
340.9K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پارتی از رمان⭕️ خیلی ذوق داشتم واسه امشب بعداز چند روز قهر بودن بلخره امروز قرار بود ببینمش. به خیال اینکه قراره سوپرایز بشم بهترین لباسمو پوشیدم. همون رنگی که خودش دوست داشت. بعداز یک ربع با ماشین سپنتا به اون مهمونی کذایی رفتم و با لبخند وارد شدم. ولی همین که پا گذاشتم با دیدنش که سر سفره عقد نشسته بود نفسم رفت🥲😱❌ https://eitaa.com/joinchat/2247033937C09262af717 کن_
هدایت شده از گسترده تام
رمان جذاب بغلم کن❤️🥂 داستان زندگی پاشا و طرلان : بعداز چندسال باهم بودن درست زمانی که پاشا میخواست بیاد خواستگار خان بزرگ فوت کرد و با وسعتی که از خودش بجا گذاشت زندگی رو برای همه جهم کرد🥲💅 https://eitaa.com/joinchat/2247033937C09262af717 ورود کودکان ممنوع🚫
🕊فُتٌحً قُلَبً💚
به نام خالق هستی به یاد بانوی دمشق نویسنده:سرباز گمنام کپی حرام مثل زینب برای زینب در همین حال
به نام خالق هستی به یاد بانوی دمشق نویسنده:سرباز گمنام کپی حرام مثل زینب برای زینب 💐💐💐🇮🇷🇮🇷🇮🇷 دستم رو بردم بالا محکم زدم تو سرش دستش رو گذاشت روز سرش گفت:چرا میزنی بی‌شعور لبم رو چین دادم و گفتم:خوب میکنم دختره احمق از ترس سکته کردم سیما گفت:حقته زینب خانم ۲ هفته است انگار نه انگار سیما هم آدم نه زنگی نه احوال پرسی زنگم میزنی جواب نمیدی با لحن شرمنده ای گفتم:راستش درگیر بودم. با کنجکاوی گفت بشین بگو ببینم درگیر چی؟ نشستم روی فرش های داخل حیاط و گفتم:قضیه خواستگاری علیرضا رو به مامانم گفتم اونم مخالفت کرد سیما:یههههه خب؟ زینب:هیچی دیگه میخوام یکاری کنم رضایت بده سیما با کنجکاوی گفت:چیکار؟ بازم میخوای زندگی ات رو بندازی تو استرس. زدم زیر خنده سیما بلند شد دستشو زد به کمرش و گفت:والله هرچند وقت یه بار میبینی دارم مثل آدم زندگی میکنی یه گندی میزنی که استرس بگیریم منم بلند شدم و گفتم:اینبار میخوام همین کار رو انجام بدم. جمعه پرواز داری سوریه بلند داد زد:کجا؟؟؟؟ سوریه. تو یه احمقی زینب. اون علیرضا زشت خنگ از خودراضی همیچین ارزشی داره؟