eitaa logo
صندوقچه ابزار محتوا | طیب 🇮🇷
2هزار دنبال‌کننده
5.2هزار عکس
1هزار ویدیو
2.3هزار فایل
سلام نوش جان😊 🧡کانال اصلی 👇🏻 @MohsenTayeb 🛍🎁🖇💎
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖🕊داستان راستان 🕊📖 📚 حکایت پیرمرد و چشمه زلال روزی مسافری خسته در مسیر کوهستانی به پیرمردی رسید که کنار چشمه‌ای زلال نشسته بود. مسافر کمی درنگ کرد و از پیرمرد پرسید: «ای پیرمرد، مردمی که در شهری که پیش رو دارم زندگی می‌کنند، چگونه‌اند؟» پیرمرد به جای پاسخ، پرسید: «مردم شهری که از آن می‌آیی چگونه بودند؟» مسافر با ناراحتی گفت: «مردمانی بدجنس و خودخواه بودند؛ حسادت می‌کردند و با دیگران رفتار خوبی نداشتند.» پیرمرد لحظه‌ای سکوت کرد و گفت: «مردم این شهر هم همان‌گونه‌اند.» مدتی بعد، مسافر دیگری از راه رسید و کنار چشمه توقف کرد. او نیز درباره مردم شهر پیش رو پرسید. پیرمرد همان سؤال را از او پرسید: «مردم شهری که از آنجا می‌آیی چگونه بودند؟» مسافر با لبخند پاسخ داد: «مردمانی مهربان، خوش‌رفتار و بخشنده بودند. خاطرات خوبی از آنها دارم.» پیرمرد لبخندی زد و گفت: «مردم این شهر نیز چنین‌اند؛ مهربان و بخشنده.» شاگرد پیرمرد که شاهد هر دو گفت‌وگو بود، با تعجب پرسید: «استاد، چرا به دو نفر درباره یک شهر، دو پاسخ متفاوت دادی؟» پیرمرد جرعه‌ای آب از چشمه نوشید و گفت: «آدم‌ها معمولاً دنیا را آن‌گونه که هست نمی‌بینند؛ آن را از دریچه درون خود می‌بینند. کسی که با بدبینی، خشم و کینه زندگی می‌کند، بیشتر همان‌ها را در دیگران پیدا می‌کند و کسی که با محبت و حسن‌ظن به دنیا نگاه می‌کند، خوبی‌های بیشتری می‌بیند.» 🌊 پیش از آنکه درباره آدم‌های اطرافت قضاوت کنی، نگاهی هم به درون خودت بینداز؛ گاهی تصویری که از جهان می‌بینیم، انعکاس همان چیزی است که در دل خود حمل می‌کنیم. @Content_Toolbox
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا