eitaa logo
صندوقچه ابزار محتوا | طیب 🇮🇷
2.2هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.3هزار ویدیو
2.4هزار فایل
سلام نوش جان😊 🧡کانال اصلی 👇🏻 @MohsenTayeb جهت رزرو تبلیغات @ebrahimian63 🛍🎁🖇💎
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖🕊داستان راستان 🕊📖 🩺 هرگز زود قضاوت نکن! پزشکی پس از دریافت تماسی دربارهٔ یک عمل جراحی اورژانسی، با عجله راهی بیمارستان شد. او بلافاصله لباس‌هایش را عوض کرد و وارد اتاق عمل شد. پدرِ پسرِ بیمار در راهرو قدم می‌زد و بی‌قرار منتظر پزشک بود. همین که او را دید، با عصبانیت فریاد زد: «چرا این‌قدر دیر کردی؟ مگر نمی‌دانی جان پسرم در خطر است؟ مگر احساس مسئولیت نداری؟» پزشک با آرامش پاسخ داد: «متأسفم که منتظر ماندید. من در بیمارستان نبودم و به‌محض دریافت تماس، خودم را به اینجا رساندم. لطفاً آرامش خود را حفظ کنید تا بتوانم با تمرکز کامل عمل را انجام دهم.» پدر با خشم گفت: «آرامش خودم را حفظ کنم؟! اگر پسر خودت همین حالا روی تخت عمل بود، باز هم می‌توانستی این‌قدر آرام باشی؟ اگر فرزند خودت در حال مرگ بود، چه می‌کردی؟» پزشک لحظه‌ای سکوت کرد و سپس گفت: «ما تمام تلاشمان را برای نجات پسرتان می‌کنیم. اما در نهایت، زندگی و مرگ در اختیار خداوند است. از خدا بخواهید که فرزندتان را شفا دهد.» پدر با ناراحتی زیر لب گفت: «نصیحت کردن دیگران، وقتی خودمان در شرایط آن‌ها نیستیم، خیلی آسان است!» عمل جراحی چند ساعت طول کشید. سرانجام پزشک با چهره‌ای خندان از اتاق عمل بیرون آمد و گفت: «خدا را شکر! پسرتان نجات پیدا کرد.» سپس، بدون اینکه منتظر پاسخ پدر بماند، با عجله به سمت خروجی بیمارستان رفت و گفت: «اگر سؤالی دارید، از پرستار بپرسید.» پدر که از رفتار پزشک ناراحت شده بود، رو به پرستار کرد و گفت: «چرا این‌قدر متکبر است؟ نمی‌توانست چند دقیقه صبر کند تا دربارهٔ وضعیت پسرم از خودش سؤال کنم؟» چشمان پرستار پر از اشک شد. او آرام پاسخ داد: «پسرِ خودِ پزشک دیروز در یک حادثهٔ رانندگی جان باخت. وقتی با او تماس گرفتیم، در مراسم تشییع فرزندش بود. او با وجود آن مصیبت بزرگ، خودش را به بیمارستان رساند و جان پسر شما را نجات داد. حالا هم با عجله برگشته تا مراسم خاکسپاری فرزندش را به پایان برساند.» پدر سرش را پایین انداخت. تازه فهمیده بود که پشت آن رفتار، چه اندوه بزرگی پنهان بوده است. 🌱 پیش از آنکه کسی را قضاوت کنیم، کمی مکث کنیم؛ شاید داستانی پشت رفتار او باشد که هنوز نمی‌دانیم. @Content_Toolbox
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا