بازهم شب شد، باز من، باز پنجره، باز پتوی پرت شده، باز قاصدک های روی دیوار، باز سایهٔ رنگین کمان، باز خط های کج و معوج، باز تار عنکبوت، باز گرفتگی گلو، باز قلب ملولیده، باز چشمان حسرت بار، باز هایده، باز پتکی که دیوار رو خراب میکنه، باز طناب، باز سیاهی، باز اندوه تابستانه و اما این بار با بارانِ نمنم و هوای پائیز.