هدایت شده از رفیقه نور🏴
علی اکبر که بر زمین افتاد،
آسمان، آفتاب را گم کرد...
آن چنان زخم روی زخم آمد؛💔
که عدو هم حساب را گم کرد...
خواست تا خیمه پَر کشد اما،
شیر زخمی عُقاب را گم کرد...💔
پدر آمد به یاری اش برود...
من بمیرم ، رکاب را گم کرد