Raven is >///< 🇮🇷
راستش با این ایده خیلی حال کردم خیلی خیلی حال کردم
خب حقیقتا الان که فکر میکنم میبینم اونقدرا هم منطقی نیست.
۱. بخش اعظم بدن مار از ماهیچه تشکیل شده. پس بدنه ماری که طول نزدیک ۸ متر و قطر بدن یک انسان رو داشته باشه، مصرف انرژی بسیار بسیار زیادی داره. تخمین زدم که انرژی تولیدی ۱۶ آدم بالغ باید برای به حرکت درآوردن این بدنه ماری صرف بشه که قطعا ریون از پسش برنمیاد.
۲. چون این بدنه ماری بصورت یکراست از پهلو شروع میشه، عملا ریون امکان رفتن به سرویس بهداشتی نخواهد داشت.
۳. وزن این بدنه ماری اونقدر زیاده که به راحتی میتونه سقف یه خونه رو بیاره پایین، و اگر هم اشتباهی به جایی برخورد کنه، خسارت جبران ناپذیری وارد خواهد کرد.
۴. رنگ این بدنه بنفشه؛ ازاونجایی که با بدن ریون سرهمه، منطقی نیست.
۵. یادگرفتن کنترل همچین بدنی نیازمند تمرین طولانی و مکرر داره و بدون کمک گرفتن از هوش مصنوعی، نمیشه کنترلش کرد.
#داستان
پس تصمیم گرفتم اون رو به عنوان یه ایمپلنت درنظر بگیرم که ریون در موارد نیاز بهش متصل بشه و به کمک هوش مصنوعی، حرکاتش رو کنترل کنه.🥱💝
انرژیش هم با باتری های پلاسمایی قابل شارژ تامین میکنه. این بدنه بطور مشترک توسط خود ریون، شرکت آدورا، و دوست مکانیکش طراحی میشه. طرحشون توسط چند ارتش منطقهای لامدا خریداری میشه تا بااستفاده از اون، بتونن سربازهای جدیدی رو آموزش بدن.
#داستان
Raven is >///< 🇮🇷
پس تصمیم گرفتم اون رو به عنوان یه ایمپلنت درنظر بگیرم که ریون در موارد نیاز بهش متصل بشه و به کمک هو
اعضای یگان ویژه "2077 سایبرگز":
- خود ریون (پسر، فرمانده کل لامدا، سایبرگ)
- نائومی ایچنوکاوا (دختر، مبارز شمشیر، زن ریون)*
- بیاسم (پسر، متخصص مکانیک، سایبرگ)*
- بیاسم (پسر، دورگه پرنده، سایبرگ)*
- بیاسم (دختر، دورگه اونی)*
- بیاسم (پسر، شوهر بالایی)*
(* کاراکتر های خیالی)
#داستان
Raven is >///< 🇮🇷
اعضای یگان ویژه "2077 سایبرگز": - خود ریون (پسر، فرمانده کل لامدا، سایبرگ) - نائومی ایچنوکاوا (دختر،
یگان ویژه "2077 سایبرگز"
یک گروه متشکل از خبرهترین و ماهرترین سربازهای لامدا تو زمینه خودشونن و مسئولیت ماموریت های خطرناک رو برعهده دارن.
#داستان
Raven is >///< 🇮🇷
اعضای یگان ویژه "2077 سایبرگز": - خود ریون (پسر، فرمانده کل لامدا، سایبرگ) - نائومی ایچنوکاوا (دختر،
اینا کاراکترایین که تا اینجا راجبشون نوشتم. ولی خیلی دوست دارم خیالی نباشن و آدمای واقعی (دوستام، آشناهام) رو هم وارد داستان کنم.😣😢
یه روز، در کمپانی "سینرجی"، عده ای تصمیم میگیرن روی یک باکتری که قابلیت تغییر ساختار مغز انسان رو داره کار کنن، تا با استفاده از اون، انسانی برتر و هوشمندتر تولید کنن.
آزمایشها و تحقیقاتشون به نتیجه نمیرسه و همچین موجودی اصلا ساخته نمیشه.
اما رئیس روانیشون، تصمیم میگیره یه تیم سری تشکیل بده تا با همون باکتری، انسانهای دیگرو به تسخیر و دستور خودشون دربیارن. اینجا بود که "Outbreak Z" تولید شد.
اونها بعد از دستیافتن به این موفقیت، اون رو در سراسر جهان پخش میکنن. این باکتری انسانهارو تبدیل به موجوداتی بیاحساس و منزوی میکنه که به دستور مافوقشون، به هرجا و مکانی حمله میکنن. این باکتری با تزریق توی رگ گردن شروع به فعالیت میکنه و مبتلایانش، روزنه نیشمانندی روی دندونشون دارن تا بتونن بااستفاده از اون، منتقلش کنن.
پس از فراگیری این بیماری، به سرعت گروه های نظامی و ارتشهای جهان شروع به مقابله با این بیماری میکنن. ریون که دکتری زیستفناوری داره، با تحقیقاتش روی این بیماری، به راه و روش مقابله با اون و نحوه فعالیتش پی میبره و به واسطه این دستاورد ارزشمند، به سمت مدیریت یگان مقابله با این بیماری در سپاه ایران درمیاد. دنبال راهی میگرده که این روشها و سازوکار ها در تمام جهان بکار گرفته بشه. اینطوری میشه که ارتش متحد لامدا رو تشکیل میده و از تمام ارتشهای جهان میخواد که به اون بپیوندن.
Raven is >///< 🇮🇷
ایران چی میگه اون وسط🤣
وا من ایرانیم دیگه😒😒
این چه سوالیه😒😒