هِناس:)"
و اون جاییش قشنگ تر بود که برای مهمان ها از علی آقا گفتم... برام خیلی سخت بود😭
چون همش بغضم رو قورت میدادم...
ولی یه جایی بغضم شکست...
هِناس:)"
توی صحن امام هادی یه خانمی اومد پیش من و دوستم:)
شروع کرد به صحبت...
دوستی که باهاش پیش علی آقا اشنا شده بودم رفت و من و خانم با هم موندیم:)
هِناس:)"
شروع کرد به صحبت... دوستی که باهاش پیش علی آقا اشنا شده بودم رفت و من و خانم با هم موندیم:)
اونجا درمورد شهید داشتم به خانم میگفتم و دیگه اختیارم رو از دست دادم😭
هِناس:)"
اونجا درمورد شهید داشتم به خانم میگفتم و دیگه اختیارم رو از دست دادم😭
گفتم ان شاءالله همونطور که شهید به من کمک کرده به شما هم کمک میکنه🙂
هِناس:)"
چی حالتو خوب میکنه؟!
وقتی اون خانم فهمید که من تا حالا کربلا نرفتم خیلی دعا کرد:)))
گفت ان شاءالله که اربعین امسال ببینمتون🥲
حتی توی جمکران هم تو همراهمی:)
#علیآقا