بچههایی که لینک پرایوت رو خواسته بودین،
جوابِ ناشناستون رو چک کنید.
دخترک کوچکی بودم و آرزو داشتم من هم زورِ مردها را داشته باشم برای علمداری. آرزو داشتم پرچم بزرگِ دسته را بچرخانم. بزرگتر که شدم، آرزو داشتم پسر باشم بلکه دستم به پرچم بزرگ هیئت برسد. هیچکدام مقدر نبود. بزرگتر شدم و آرزوهای کودکانهی هیئتیام را در بقچهی سبز مخملی پیچیدم و کنج پستوی قلبم گذاشتم. امشب اما، دخترک کاپشن صورتی روی دوش بابایش یه آرزوی من رسید. علمدار تجمع که پرچم بزرگ یاحسین را میگرداند، به سمت دخترک آمد. میلهی بزرگ پرچم را به دخترک داد و گفت «بابا نگه میداره. نگران نباش.» و دخترک لحظاتی علمدار بیرق سرخ یاحسینِ میدان صادقیه بود. ستاره در چشمهایم دوید و بغض شعف در گلویم دوید. چه روزهایی را میگذرانند سربازهای کوچکِ آقاسیدعلی و آقاسیدمجتبی. چه روزهایی در دفتر کوچک خاطراتشان با برچسبهای کودکانه ثبت میشود. نظامی که پایه نهادی و درختی که آب دادی تا تنومند شود، چه فرزندانی پرورش میدهد حضرت آقا. چه روزهایی، چه بچههایی...
س.ف میرزائی
@DTabiidi
دفتر خاطرات خانوم علیا -
دلم برای نجف تنگ شده.
- شاید نجف حالمونو بهتر کنه.
+ فقط شاید؟
- نجف حتما حالمونو خوب میکنه...
یعنی زندگی کردن پیش آقای امام رضا
حسرتش توی دنیا میمونه به دلمون؟
بچههایی که پیام ناشناس داده بودین،
چک کنین جواب دادم توی سایت بهتون.
بچهها میخوام باهم چله بگیریم تا روز عاشورا، هرروز مداوم زیارت عاشورا بخونیم. اگر از امروز شروع کنیم میشه یه دوره ۳۰ روزه تا ۲۶ اردیبهشت و از ۲۷ اردیبهشت چهله اصلی شروع میشه تا روز عاشورا. چون میخوام هرکسی که دلش میخواد بتونه مشارکت کنه و حتی از وسط چهله بتونه بخونه و ادامه بده، گروه نمیزنم و روزشمارش رو همینجا هرروز میذارم. پایه هستین دیگه ایشالا؟
دفتر خاطرات خانوم علیا -
و از این مسخره بازیها که تو از ماه خوشگلتری و این حرفا هم نداریم.
راستش من یه ستاره پیدا کردم که از ماه هم خوشگلتره فاطمهی ۱۸ سالهی کوچولو :›