دفتر خاطرات خانوم علیا -
بدون هیئت انصار یه چیزی توی زندگیم کمه.
درواقع بدونِ خادمیِ هیئت توی محرم زندگیم یه چیزی کم داره :))))))
کاش سال بعد تنِ امیرعباسم لباس علیاصغر بپوشونم و ببرمش هیئت، نذر آقازادهی کوچولوی ارباب کنمش. یا یه پیرهن مشکی بپوشونم تنِ نازنینرقیهم و نذر خانوم سه ساله کنمش :))))))
" سلام؛ ما، گروهی از دانشجوهای دانشکدهٔ علوماجتماعی، دور هم جمع شدیم تا دربارهٔ پیامهای مقام معظم رهبری همفکری، گفتوگو و مباحثه کنیم.
امروز جلسهٔ اول رو برگزار میکنیم تا گفتوگوی ابتداییای داشتهباشیم با محوریت آخرین پیام. جلسه، هم بهصورت حضوری در حسینیهٔ حضرت سیدالشهدای دانشکده و هم بهصورت مجازی برگزار میشه.
به ما بپیوندید؛ خدا ان شاءالله قدمهاتون رو ثابت بداره.
ble.ir/join/7wn23Lhz3q "
حضورتون خوشحالکنندهست :) 🌱
دفتر خاطرات خانوم علیا -
روز سی و ششم چهلهی زیارت عاشورا✨
روز سی و هفتم چهلهی زیارت عاشورا✨
هدایت شده از بلاتکلیف.
کاش میتونستم قلبمو از تو سینهم بکشم بیرون
و ازش خواهش کنم، بعد از روضه علیاصغر دیگه به تپیدن ادامه نده.
محمد حسین حدادیانenc_16597749066248363689577.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
قطره اشکی اگر جاری شد،
برای حقیر هم دعا کنید...